برگردان به زبان ساده
تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد
کرم بی خواست چون افتد تقاضا بر نمی دارد
هوش مصنوعی: کرم وقتی که از زیبایی آن ماه روشن با محصولش خواستهای نداشته باشد، لزومی برای جستوجوی آن احساس نمیکند. اما اگر تقاضا و خواستهای باشد، این کار را انجام میدهد.
چوکار افتاد شیرین بی سخن انجام می یابد
که فرهاد اهتمام کارفرما برنمی دارد
هوش مصنوعی: وقتی که کار به شیرینی بگذرد، بدون نیاز به صحبت و گفتوگو، کار به پایان میرسد؛ زیرا فرهاد تلاش و کوشش خود را برای انجام کار مورد نظر فراموش نمیکند.
درین وادی مرا بر رهنوردی رشک می آید
که تا خاری نیارد در نظر پا بر نمی دارد
هوش مصنوعی: در این راه، من به شخصی حسادت میکنم که با احتیاط و دقت قدم برمیدارد و هرگز خطر نمیکند تا خطری پیش نیاید.
کسی کان قامت بی سایه را دیده است در جولان
زسرو بوستان ناز دو بالا بر نمی دارد
هوش مصنوعی: کسی که قامت زیبا و بینظیری را در گلزارهایی که درختان سرو در آنها رشد کردهاند مشاهده کرده باشد، به خود اجازه نمیدهد که خود را بالا بکشد و به تفاخر بپردازد.
به دشمن هر که یکرنگ است دل را تیره می سازد
مثال طوطیان آیینه ما برنمی دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که با دشمن یکرنگ و همدل است، دلش را تیره و غمگین میکند، مانند طوطیهایی که نمیتوانند تصویر خود را در آینه ببینند.
مگر در پرده دل با خیال او نظر بازم
وگرنه آن رخ نازک تماشا برنمی دارد
هوش مصنوعی: تنها زمانی میتوانم به یاد او در دل خود فکر کنم و به او نگاه کنم که در دل من بود، وگرنه نمیتوانم زیبایی او را تحمل کنم و به تماشایش بنشینم.
گوارا می شود از جبهه واکرده سختیها
که بار کوه جز دامان صحرا برنمی دارد
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیهایی که از جبهه برگشتهاند، مانند باری سنگین هستند که فقط دشت میتواند آن را تحمل کند و کوه قادر به حمل آن نیست.
زسنگ کودکان شد مومیایی استخوان ما
همان صائب جنون دست از سر ما برنمی دارد
هوش مصنوعی: کودکان از سنگ ساخته شدند و استخوانهای ما تبدیل به مومیایی شده است. جنون صائب همچنان ما را رها نمیکند.