برگردان به زبان ساده
زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
کف افسوس می گردد صدف چون بی گهر گردد
هوش مصنوعی: وقتی که صحبتهای با ارزش و زیبا از بین بروند، مانند این است که مروارید در صدفی خالی و بیارزش بماند و افسوس بر آن میخوریم.
به اندک فرصتی می گردد از جان سیر تن پرور
زگوهرهای فربه رشته لاغر زودتر گردد
هوش مصنوعی: با اندکی فرصت، انسان تن آسان و راحتطلب به سرعت از جان خسته میشود و در این حال، از چیزهای باارزش و فراوان، زودتر از چیزهای کمارزش و لاغر دل میکند.
مکش رو در هم از طوفان چو بی ظرفان درین دریا
که هر چینی که بر ابرو زنی موج خطر گردد
هوش مصنوعی: مراقب باش که خودت را در شرایط سخت و پرهیجان قرار ندهی، زیرا مانند کسانی که بدون ظرف در دریا هستند، به راحتی دچار مشکلات خواهی شد. هر حرکت ناگهانی و ناپختهات ممکن است باعث به وجود آمدن خطرات بزرگتری شود.
اگر چون خار و خس خود را زبی برگی سبک سازی
درین دریا ترا هر موجه ای بال دگر گردد
هوش مصنوعی: اگر خود را مانند خار و علف سبکبار کنی، در این دریا هر موجی تو را به سمت دیگری خواهد برد.
زخود بیگانه، با خلق آشنا گشتم ندانستم
که هر کس آشنای خود نگردد دربدر گردد
هوش مصنوعی: من از خودم دور شدم و با دیگران آشنا شدم، اما نمیدانستم که هر کسی با خود آشنا نشود، در نهایت سردرگم و پریشان خواهد شد.
مرا می زیبد از اهل بصیرت لاف بینایی
به قدر داغ اگر دل آدمی را دیده ور گردد
هوش مصنوعی: این بیت به این نکته اشاره دارد که تنها افرادی که دانش و بینش عمیق دارند، میتوانند لاف زدن در مورد بینایی و درک را درک کنند. همچنین، اگر دل انسان واقعاً دچار تحول و تغییر شود، دیگر موارد ظاهری و میشوند بیاهمیت خواهند بود. به نوعی، اهمیت واقعی در عمق و باطن انسانهاست، نه در ظواهر.
به ذوقی شویم از جان دست در سرچشمه تیغش
که خضر از آب حیوان با دهان خشک برگردد
هوش مصنوعی: به خاطر علاقه و شوقی که داریم، باید با جان و دل به سرچشمهای برویم که در آنجا شمشیری وجود دارد، زیرا خضر (نماد زندگی جاویدان) هم با همه قدرتش از آب زنده و حیاتبخش با دهانی خشک برمیگردد.
رود از دست بیرون زر چو بیش از قدر حاجت شد
که خون فاسد چو شد آهن ربای نیشتر گردد
هوش مصنوعی: وقتی در زندگی به حد بالایی از نیاز برسیم و آن را به درستی مدیریت نکنیم، دچار آشفتگی و فساد میشویم. این وضعیت میتواند باعث بروز مشکلاتی شود که به جبران ناپذیری منتهی میشود، مانند تیزی و آسیبزایی که به دیگران میزند.
کنار و بوس می خواهم زخوبان، نیستم طوطی
که از آیینه رخساران به حرف و صوت برگردد
هوش مصنوعی: میخواهم در کنار زیباییها باشم و آنها را ببوسم. من مانند طوطی نیستم که فقط در اثر دیدن زیباییها، حرف بزند و آواز بخواند.
دل روشن زموج انقلاب آسوده می باشد
نجنبد آب گوهر بحر اگر زیر و زبر گردد
هوش مصنوعی: دل آرام و مطمئن است و از تغییرات و نوسانات زندگی نگران نیست، حتی اگر دریا به هم بریزد و آب و گوهر آن جابجا شود.
دل افسرده نگشاید به حرف دلگشا صائب
نسیم از غنچه پیکان گریبان چاک برگردد
هوش مصنوعی: دل غمگین و ناراحت نمیتواند با سخن گشادهای شادابی یابد، چرا که مانند نسیم که از غنچهای برخیزد، فکر و احساس میتواند به وضعیت قبلی بازگردد و دوباره دل را در قید و بند کند.