برگردان به زبان ساده
پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبود
چشم دریا در خمار شبنم گوهر نبود
هوش مصنوعی: قبل از این، زیبایی مجرد به زیتون و زیور نیازی نداشت و چشم دریا در حالت خماری شبنم، جواهر نداشت.
بلبل ما هر زمان بر شاخساری می نشست
بیضه افلاک ما را زیر بال و پر نبود
هوش مصنوعی: بلبل ما هر وقت بر درختی مینشست، نمیتوانستند بیضههای آسمان را زیر بال و پر خود ببرند.
در گلستانی که ما گلبانگ عشرت می زدیم
زهره فریاد کردن حلقه را بر در نبود
هوش مصنوعی: در باغی که ما شادی و سرور را تجربه میکردیم، هیچ زهرهای برای اعلام ورود ما آنجا نبود.
خط او این نقش زد بر آب، ورنه پیش ازین
پرده دار آتش یاقوت خاکستر نبود
هوش مصنوعی: خط او نقشی را بر آب ایجاد کرد که اگر او نبود، پیش از این صحنه، پردهدار آتش و یاقوت، خاکستر نمیبود.
رفته رفته آب شد آیینه از تاب رخش
چون نگردد آب، آخر سد اسکندر نبود
هوش مصنوعی: آیینه به تدریج تحت تاثیر زیبایی چهره او رنگ باخته و از بین رفته است، زیرا اگر آب (آیینه) واضح و زلال بماند، دیگر سدی مانند سد اسکندر نخواهد بود.
خاطری از موی سر آشفته تر می خواستند
پیش ازین دیوانگی تنها به موی سر نبود
هوش مصنوعی: افرادی که دیوانه بودند، تنها به خاطر موی آشفتهی دیگران، یاد و خاطرهای را از قبل میخواستند. این دیوانگی فقط به ظاهر بنا نمیشد.
تنگدستی قسمت صاحبدلان امروز نیست
غنچه این باغ را در جیب هرگز زر نبود
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی در اختیار صاحبدلان نیست؛ زیرا زیبایی و شکوفایی این باغ هرگز در جیب پول نمیگنجد.
در صدف تا داشت صائب گوهرم آرامگاه
کوه غم بر خاطرم از سنگ بد گوهر نبود
هوش مصنوعی: هرچند که در صدف وجودم جواهری با ارزش دارم، اما یادگاری که از درد و رنجهای زندگی دارم، به سختی کوه است و این تلخیها از سنگی ناارزش به وجود نیامده است.