برگردان به زبان ساده
گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما
جوید از بهر رهایی روزنی محبوس ما
هوش مصنوعی: اگر طاووس زیباییاش را به نمایش بگذارد، ما نیز در جستجوی راهی برای رهایی از زندان خود خواهیم بود.
غربت ما دردمندان، پله آزادگی است
نیست جز دام و قفس جای دگر مأنوس ما
هوش مصنوعی: ما دوری و غریبتی که داریم برای ما دردی است که به آزادی منجر میشود. جای دیگری غیر از این، فقط تله و زندان است و نمیتوانیم با آنجا انس بگیریم.
پنجه با زور جنون کردن نه کار هر کس است
سنگ می لرزد به خود از شیشه ناموس ما
هوش مصنوعی: قصد و هدف از دیوانگی و اقدام به کارهای سخت و پر ریسک، کار هر کسی نیست. حتی سنگها هم از شدت احساس به خود میلرزند وقتی به ارزش و حرمت وجود ما پی میبرند.
دست خود را چون صدف بر روی هم نگذاشتیم
تا نشد گنجینه گوهر کف افسوس ما
هوش مصنوعی: ما دستمان را مانند صدف روی هم نیاوردیم، بنابراین نتواستهایم گنجینهای از گوهرها به دست آوریم و افسوس ما بیشتر شده است.
گرچه یار از حال ما هرگز نمیگیرد خبر
خلوت آیینه خالی نیست از جاسوس ما
هوش مصنوعی: با وجود اینکه محبوب هرگز از حال ما باخبر نمیشود، این خلوت ما در آینه خالی نیست و چیزهای پنهانی را میتواند نشان دهد.
تازه گردد در دل پرشور ما داغ کهن
می شود روشن چراغ کشته در فانوس ما
هوش مصنوعی: احساسات تازه و شورانگیز ما باعث میشود که زخمهای قدیمی دوباره زنده شوند و یاد آنها در دل ما روشن گردد، مانند نوری که از یک فانوس خارج میشود و جان تازهای به خاطرات میبخشد.