برگردان به زبان ساده
رخنه سیل اشک من در سد اسکندر کند
خون گرمم ریشه در فولاد چون جوهر کند
هوش مصنوعی: بارش شدید اشکهای من میتواند سدهای مستحکم اسکندر را بشکند، و خون گرم من مانند جوهر در فولاد نفوذ میکند.
مهر خاموشی چه سازد با دل بیتاب من؟
سنگ خارا را شرار شوخ من مجمر کند
هوش مصنوعی: عشق ساکت و بیحرکت چه تأثیری بر دل بیتاب من خواهد داشت؟ حتی سنگ سخت هم میتواند با آتش شادی من به جولان درآید.
از حدیث تلخ ناصح شد گرانتر خواب من
بادبان را کشتی پربار من لنگر کند
هوش مصنوعی: از سخنهای تلخ نصیحتگر، خواب من سنگینتر میشود و بادبان کشتی پربار من، لنگر میاندازد.
حاصل تن پروری غیر از گداز روح نیست
چربی پهلوی گوهر رشته را لاغر کند
هوش مصنوعی: نتیجه تن پروری و تنبلی چیزی جز ذوب شدن روح نیست؛ چربی و اضافه وزن باعث میشود که زیبایی و ارزشها کمتر شوند.
مبتلای شش جهت را چاره جز تسلیم نیست
رخنه زور نقش هیهات است در ششدر کند
هوش مصنوعی: کسی که در تمام جهات گرفتار شده است، راهی جز تسلیم ندارد. نمیتوان به راحتی از فشار و قدرت خارج شد، چرا که این امر غیرممکن به نظر میرسد.
سینه چون بی آرزو شد روضه جنت شود
دل چو گردد آب، کار چشمه کوثر کند
هوش مصنوعی: وقتی سینه انسانی از آرزوها خالی شود، دلش شبیه به باغ بهشت میشود و زمانی که دل نرم و خالی از غم گردد، میتواند مثل چشمه کوثر به دیگران نفع برساند.
ناقصان را خلق خوش سازد ز ارباب کمال
در نظرها عیب خامی را هنر عنبر کند
هوش مصنوعی: افراد ناتوان و ناقص را خلق و خوی خوب افراد کامل در نظر دیگران، نقصهای آنها را به گونهای زیبا و هنرمندانه جلوهگر میکند.
آرزوی آب حیوانش شود صورت پذیر
روی در آیینه زانو گر اسکندر کند
هوش مصنوعی: اگر کسی آرزو کند که مانند اسکندر (اسکندر مقدونی) به جایی برسد و آن آرزو را در آینه خود ببیند، باید در این مسیر زانو بزند و به صفات عالی دست پیدا کند.
حرص صائب تلخ دارد زندگانی را به مور
ورنه اکسیر قناعت خاک را شکر کند
هوش مصنوعی: طلانی که از حرص و طمع به دست میآید، زندگی را تلخ و ناخوشایند میکند، در حالی که اگر به قناعت و راضی بودن با آنچه داریم بپردازیم، میتوانیم لذت و شیرینی زندگی را احساس کنیم.