برگردان به زبان ساده
هر که در دنیای فانی زاد عقبی جمع کرد
قسمت امروز خورد و دل ز فردا جمع کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا که گذرا و ناپایدار است به دنیا آمده، در تلاش است تا در زندگیاش به جمعآوری چیزهایی برای آیندهاش بپردازد. او امروز را میسازد و در کنار آن، دلش را به فکر فردای بهتر مشغول میکند.
پایکوبان می شود ز آوازه طبل رحیل
خویش را پیش از سفر چون راه پیما جمع کرد
هوش مصنوعی: پیش از سفر، صدا و نغمه طبل حرکتش را میشنود و با شوق به جمعآوری اعضای گروه میپردازد تا به راه بیفتند.
مجمر از تسخیر بوی عود و عنبر عاجزست
چون تواند آسمان بال و پر ما جمع کرد؟
هوش مصنوعی: بوی خوش عود و عنبر آنقدر وجود دارد که حتی یک مجمر نمیتواند آن را کنترل کند. پس چگونه ممکن است آسمان بتواند بال و پر ما را در کنار خود جمع کند؟
غوطه زد در چشمه خورشید تا وا کرد چشم
هر که چون شبنم درین گلزار خود را جمع کرد
هوش مصنوعی: در چشمهی خورشید غوطهور شد تا چشم هر کسی را باز کند، مانند شبنم که در این گلزار خود را جمع و مرتب میکند.
با سر آزاده این بیهوده گردی تا به چند؟
کوه زیر تیغ در دامان خود پا جمع کرد
هوش مصنوعی: با سر آزاد و با شجاعت، تا کی میخواهی بیدلیل و بیهدف جوانب را بگردی و سرگردان باشی؟ کوه، که نماد ثبات و استقامت است، در دامان خود به آرامش و جمعوجور بودن ادامه میدهد.
حاصل جمعیت دنیا پریشان خاطری است
روی جمعیت نبیند هر که دنیا جمع کرد
هوش مصنوعی: جمعیت دنیا چیزی جز اضطراب و پریشانی نیست و هرکسی که به جمعآوری دنیا پرداخته، نمیتواند به درستی این وضعیت را ببیند.
عقده ای چون آسمان در رشته کارش فتاد
با تجر دهر که سوزن همچون عیسی جمع کرد
هوش مصنوعی: در اثر مشکلاتی که بهوجود آمده، مانند فشارهای زندگی و چالشهای زمانه، فردی به عمق مسائل و ناامیدیها توجه کرده است. او مانند شخصیتی بزرگ و قوی آنگونه که عیسی پیامبر برای بهبود وضعیت انسانها تلاش میکند، جمعآوری و ساماندهی میکند.
هر که در جمعیت اسباب عمرش صرف شد
پرده های خواب بهر چشم بینا جمع کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که زندگیاش را در میان جمعیت و مسایل روزمره گذراند، برای چشمهایی که حقیقت را میبینند، بخشی از واقعیت را بروز میدهد.
دست در پیری به هم سودن ندارد حاصلی
پیش ازین سیلاب می بایست خود را جمع کرد
هوش مصنوعی: در سن پیری، تلاش برای به دست آوردن چیزی فایدهای ندارد و قبل از اینکه به این نقطه رسید، باید به فکر جمع کردن خود و مدیریت اوضاع بود.
خرج روی سخت آهن شد به اندک فرصتی
خرده چندی که در دل سنگ خارا جمع کرد
هوش مصنوعی: آهن سخت به مرور زمان و با تلاش و صرف هزینه تجزیه و خرد میشود، همینطور که سنگ خارا در دل خود کمی از آن را جمعآوری کرده است.
شد سویدا حلقه بیرون در این خانه را
بس که دل از سادگی تخم تمنا جمع کرد
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و علاقهای که در دل داشتم، حالا احساس میکنم که نگاه به دنیای بیرون از این خانه برایم دشوار شده است.
عاقلان را بهر جمعیت پناهی لازم است
ورنه مجنون می تواند دل به صحرا جمع کرد
هوش مصنوعی: عاقلانی که میخواهند در جمعی قرار بگیرند، به یک پناهگاه یا حمایت احتیاج دارند. در غیر این صورت، فردی مثل مجنون میتواند به راحتی دلش را به تنهایی و دور از جمع بسپرد.
در گره کار تهیدستان نمی ماند مدام
قسمت پیمانه گردد هر چه مینا جمع کرد
هوش مصنوعی: به این معناست که مشکلات و سختیهای زندگی برای کسانی که وضعیت مالی خوبی ندارند، ادامهدار نیست. گاهی اوقات سرنوشت به گونهای تغییر میکند که هرچه افراد تلاش کردهاند، نتیجهاش را میبینند.
می شود یک لحظه خرج چشم گوهربار من
آنچه از گوهر تمام عمر دریا جمع کرد
هوش مصنوعی: در یک لحظه میتوانم همهی گوهری که در طول عمرم در دریا جمع کردهام را صرف زیبایی چشمهای تو کنم.
نیست از غفلت، خمار چشم لیلی ظالم است
گرد خود مجنون ما گر آهوان را جمع کرد
هوش مصنوعی: چشمان لیلی، در خواب و غفلت است و به همین دلیل، مجنون ما در دور و برش میچرخد. اگر هم آهوها را گرد کند، تأثیری ندارد.
من همان دیوانه ام کز دانه زنجیر من
خرمنی هر کس درین دامان صحرا جمع کرد
هوش مصنوعی: من همان فرد دیوانهای هستم که از دانههای زنجیر وجودم، هر کسی در این دشت و صحرا توانسته است خرمنی از چیزهای مختلف جمع کند.
از دلم هر پاره صائب پیش آتشپاره ای است
چون توانم خاطر خود را زصدجا جمع کرد؟
هوش مصنوعی: از دل من که پر از تردید و ضعف است، جرقه ای از آتش حسرت و اندوه زبانه میکشد. چگونه میتوانم حواسم را از این همه دغدغه و پریشانی دور کنم؟