برگردان به زبان ساده
نیست از داغ جنون پروا دل غم پیشه را
دیده شیرست کرم شبچراغ این بیشه را
هوش مصنوعی: دلهایی که از عشق رنج میبرند، بیپروا از درد و جنون هستند. چراغی که در این جنگل روشن است، مانند شیر برای این دلهای غمگین میدرخشد.
راز عشق از دل تراوش می کند بی اختیار
این شراب برق جولان می گدازد شیشه را
هوش مصنوعی: راز عشق از دل به طور طبیعی بیرون میآید. این شرابِ زیبایی و سرمستی، مثل برقی است که شیشه را ذوب میکند.
پیر را طول امل بیش از جوان پیچید به هم
می کند مطلق عنان خاک ملایم ریشه را
هوش مصنوعی: پیر، امید و آرزوهای بیشتری نسبت به جوان دارد و به همین خاطر، احساسات و افکارش به هم پیچیدهتر است. در این حال، او به راحتی نمیتواند کنترل و هدایت زندگیاش را به دست بگیرد، مانند ریشهای که در خاک نرم و لطیفی نفوذ کرده است.
نیست غافل عشق بی پروا ز مرگ کوهکن
نقش شیرین می کند شیرین دهان تیشه را
هوش مصنوعی: عشق بی پروا به هیچ چیز فکر نمیکند، حتی به مرگ. مانند یک سنگتراش که با مهارت و دقت، چهرهای زیبا و شیرین از سنگ تراشیده و آن را به زیبایی و لطافت در میآورد.
صائب از اندیشه موی میان غافل مباش
کاین ره باریک نازک می کند اندیشه را
هوش مصنوعی: از فکر کردن به موی میان غافل نباش، زیرا این راه به مرور زمان اندیشه را نازک و سخت میکند.