برگردان به زبان ساده
روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
کز چین جبین سلسله جنبان نگاه است
هوش مصنوعی: روز من به خاطر آن چشم سیاه بسیار تاریک و غمانگیز است که نگاهش همچون ریسمانی است که پیشانیاش را میسازد و بازی میکند.
خمیازه گل وقت سحر بی سببی نیست
غفلت نکنم، در خم آن طرف کلاه است
هوش مصنوعی: خمیازه کشیدن گل در صبح بیدلیل نیست. من در خواب نمانم، زیرا در آن طرف، کسی زیر کلاه پنهان است.
بر داغ سیه روزی عشاق ببخشای
شکرانه آن رو که ولی نعمت ماه است
هوش مصنوعی: بر غم و سختی روزهای تیرگی عاشقانی که در عشق رنج میبرند، رحمت و بخشش نازل فرما، شکرگزاری برای آن کسی که سرپرست و ولی نعمت ماه است.
غربت مپسندید که افتید به زندان
بیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است
هوش مصنوعی: به غربت راضی نباشید، چرا که ممکن است به بندگی و زندانی شدن کشیده شوید. از وطن خود دور نشوید، چرا که آنجا به نوعی مانند چاهی است که شما را در خود میکشد.
هر چند که از زلف تو یک پیچ نمانده است
در سینه من مایه صد سلسله آه است
هوش مصنوعی: هرچند که زلفهای تو دیگر به شکل پیچیدهای در قلب من نمانده، اما هنوز هم از یاد تو، دل من پر از آه و حسرت است.
بر خانه من سیل حوادث نکند زور
همواری من دشت صفت پشت و پناه است
هوش مصنوعی: حوادث و مشکلات نتوانند به خانه من آسیب بزنند، چون من مانند دشتی صاف و وسیع هستم که همواره پشتیبان و ایمن است.
پشت لب پیمانه ما سبز شد از زهر
آن ساقی بیرحم همان تلخ نگاه است
هوش مصنوعی: پشت لب پیمانه ما از زهر ساقی بیرحم سبز شده است و همان تلخی که در نگاه اوست، در دل ما نشسته است.
صائب عجبی نیست گر آرام ندارم
خاکستر من در گرو صرصر آه است
هوش مصنوعی: عجبی نیست که من آرامش ندارم؛ خاکستر دلم به زحمت در چنگال وزش تند باد آتشین است.