برگردان به زبان ساده
بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
سیبی که سهیل است کبابش، ذقن اوست
هوش مصنوعی: هنگامی که او در مقابل ما قرار میگیرد، وجودش به وضوح جلوهگر است. مانند سیبی که به دهن او نزدیک شده و تحت تأثیر ستاره سهیل است، بخشی از وجود او بهشکل ذقن او نمایان میشود.
تا پنجه اقبال که پر زور برآید؟
دست دو جهان در خم سیب ذقن اوست
هوش مصنوعی: زمانی که شانس و بخت درخشان برآید، همه چیز در دست اوست و سرنوشت دو جهان به او بستگی دارد.
وصل مه کنعان چه مناسب به زلیخاست؟
یعقوب شناسد که چه در پیرهن اوست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ارتباط و وصالی که بین یعقوب و زلیخا وجود دارد، با توجه به زیبایی و ویژگیهای خاص او، شایسته و مناسب است. یعقوب به خوبی میداند که چه چیزی در دل و وجود زلیخا نهفته است و او را به خوبی درک میکند.
یک حرف ازان غنچه دهن رنگ ندارم
هر چند که ده رنگ زبان در دهن اوست
هوش مصنوعی: من از آن غنچه هیچ رنگ و بویی ندارم، هرچند زبانش هزار رنگ و طعم دارد.
چون مرغ چمن جامه جان چاک نسازد؟
پیراهن گلها ز سر پیرهن اوست
هوش مصنوعی: چرا مرغ چمن نمیتواند لباس جان را پاره کند؟ چون پیراهن گلها از سرپیراهن او نشأت میگیرد.
از لعل، سخن پیش رخ یار مگویید
صد برگ خزان دیده چنین در چمن اوست
هوش مصنوعی: از زیبایی و دلفریبی یار سخن نگوید، زیرا که هزاران درد و غم در دل پنهان است و زیباییهای او مانند گلها در میان برگهای خزان پنهان ماندهاند.
هر فتنه که امروز ازو نام توان برد
زیر علم زلف شکن بر شکن اوست
هوش مصنوعی: هر مشکلی که امروز از آن یاد میکنیم، زیر پرچم و تاثیر زلفهای اوست که همه چیز را به هم میزند.
در دیده همت، فلک و کاهکشانش
موری است که پای ملخی در دهن اوست
هوش مصنوعی: در نگاه کسی که به تلاش و کوشش اهمیت میدهد، دنیا و تمام عظمتهایش مانند یک مورچهای است که تنها پای یک ملخ در دهانش قرار دارد.
با این همه مشکین نفسی، خامه صائب
یک آهوی رم کرده دشت ختن اوست
هوش مصنوعی: با وجود تمام زیباییها و طراوت روحی تو، قلم صائب تنها تصویر یک آهوست که در دشت ختن گم شده است.