برگردان به زبان ساده
زان خانه برانداز که از خانه زین خاست
چندان ز جهان گرد برآمد که زمین خاست
هوش مصنوعی: از آن خانهای که زین (آنگاه) برآمد، تا آنجا که جهان به هم ریخت و زمین از جا جست.
موجی است که تاج از سر فغفور رباید
چینی که ز ابروی تو ای تلخ جبین خاست
هوش مصنوعی: موجی به قدری قوی است که تاج فغفور را از سرش میگیرد، همانطور که زیبایی ابروی تو باعث غم و تلخی در دل میشود.
در خانه زین زلزله افکند ز شوخی
آن فتنه ایام چو از روی زمین خاست
هوش مصنوعی: در خانه، زلزله ای به خاطر شوخی و ناآرامی زندگی به وقوع پیوست، همانگونه که زمانه از روی زمین سر برمیافرازد.
زان لنگر تمکین که به آهوی تو دادند
صیاد تو مشکل که تواند ز کمین خاست
هوش مصنوعی: از آن جایی که برای تو تلهای قرار دادهاند، صیاد (شکارچی) تو به سختی میتواند از کمین خارج شود.
در بادیه عشق، سمومی است جگرسوز
هر ناله گرمی که ازین خاک نشین خاست
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، نباید از نالهها و غمها ترسید، زیرا هر صدایی که از دل زمین برمیخیزد، نشانهای از آتش و درد درون است.
گل کرد غبار خط ازان خال بناگوش
خوش فتنه ای از دامن این گوشه نشین خاست
هوش مصنوعی: غبار خطی که از آن خال زیبای گوش میتراود، مانند گلی است که شکفته شده. این زیبایی حاکی از فریبندگی خاصی است که از دامن این دورافتاده به وجود آمده است.
هر چند که یک نقش فزون نیست نگین را
صد نقش مخالف لب او را ز نگین خاست
هوش مصنوعی: هر چند که نگین فقط یک شکل دارد، اما لبهای او با صدها نقش و طرح متفاوت، زیبایی بیشتری به آن میبخشند.
برخیز به تدریج، که از عالم اسباب
یکره نتوان در نفس بازپسین خاست
هوش مصنوعی: به آرامی و با تدبیر از خواب برخیز، زیرا در این دنیای مادی نمیتوان به یکباره از عالم علل و اسباب خارج شد و به حالت قبل بازگشت.
صائب به همین تازه غزل کز قلمت ریخت
زنگ الم از سینه عشاق حزین خاست
هوش مصنوعی: صائب با این شعر جدیدی که از قلمت جاری شده، غم و اندوه عشق را از دل عاشقان پاک کرده است.