برگردان به زبان ساده
ز دیده رفت و قرار از دل شکیبا رفت
شکست در جگرم سوزن و مسیحا رفت
هوش مصنوعی: از چشمم دور شد و آرامش از دل صبورم رفت. درد در دل من مانند سوزنی فرورفت و کسی که مایه نجات و شفا بود، از کنارم رفت.
ز داغ سینه، سیاهی فتاد و می سوزم
که نقش خیمه لیلی ز روی صحرا رفت
هوش مصنوعی: از درد سینهام، تاریکی بر من سایه افکنده و در آتش غم میسوزم چون تصویر خیمه لیلی از روی زمین محو شده است.
ز خارزار تعلق کشیده دامن رو
که بحث بر سر یک سوزن مسیحا رفت
هوش مصنوعی: از محیط و شرایط سخت و دشوار خود فاصله بگیر، چرا که در اینجا تنها درباره یک مسئله کوچک و بیاهمیت صحبت میشود.
گلی نچید ز دام فریب طره او
میان بال فشانان ستم به عنقا رفت
هوش مصنوعی: گلِّی از دام فریب موهای او نچین، زیرا در بین بالهای پخش شده، او به سمت پرندهای افسانهای (عنقا) پرواز کرده است.
مشو مقید همراه، اگر چه توفیق است
که از جریده روی کار مهر بالا رفت
هوش مصنوعی: به خودت فرصت بده تا آزادانه زندگی کنی، زیرا زندگی کردن به شکل محدود و مقید، هرچند ممکن است ثمراتی داشته باشد، اما نمیتواند تجربهای کامل و رضایتبخش را برایت به ارمغان بیاورد.
در آن زمان که بریدند دست، مدعیان
ز تیغ بازی غیرت چه بر زلیخا رفت
هوش مصنوعی: در زمانی که دستها قطع شد، ادعاکنندگان در مورد شجاعت و غیرت چه بر سر زلیخا آوردند.
به هوش باش که از هرزه خندی آخر کار
میان مجلس می آبروی مینا رفت
هوش مصنوعی: مراقب باش که از خندههای بیمورد و سطحی در جمع، ممکن است در نهایت آبروی تو یا دیگران آسیب ببیند.
کباب عصمت بزم شراب او گردم!
که رنگ می نتواند برون ز مینا رفت
هوش مصنوعی: من به مقام بیعیبی او شگفتزدهام و گمان میکنم که در بزم او حتی رنگ شراب هم نمیتواند از ظرف مینا خارج شود.
مگر ز فیض ازل یافتی نظر صائب؟
که هر که زمزمه ات را شنید از جا رفت
هوش مصنوعی: آیا از الطاف بیپایان خداوند بهرهمند شدهای که صدای تو باعث میشود هر کس آن را بشنود، تحت تأثیر قرار گیرد و جایش را ترک کند؟