برگردان به زبان ساده
شود ز داغ دل عاشقان خسته درست
که آفتاب کند ماه را شکسته درست
هوش مصنوعی: از درد و غم عاشقان، دلها به شدت میسوزد و این سوختن میتواند باعث شود که حتی نور خورشید، ماه را به صورت شکستهای نمایان کند.
مدار چشم ترحم ز چرخ سنگین دل
که هیچ دانه ازین آسیا نجسته درست
هوش مصنوعی: این جمله به بیان این نکته میپردازد که از چشم رحم و شفقت فرشتگان یا قدرتهای بالاتر توقع نداشته باشیم، زیرا دلهای سخت و سنگی هیچ تغییری نمیکنند و نمیتوانند به ما کمک کنند. در واقع، هیچ نتیجهای نتوانسته است از این آسیاب به دست آید.
اگر ز عشق دلت آب شد مشو نومید
که از گداز شود شیشه شکسته درست
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق، دل تو شکسته و ناامید شده، نگران نباش. چرا که از آتش و ذوب شدن میتوان شیشهی شکسته را دوباره درست کرد.
مباش تند که نقش نگین ز همواری
درین قلمرو پر شور و شر نشسته درست
هوش مصنوعی: با عجله و شتاب نکن، چرا که در این سرزمین پر از هیاهو و شور، نقش نگین بهخوبی بر روی زمین افشانده شده است.
سبوی باده ز بحر غم آورد بیرون
دل شکسته ما را به دست بسته درست
هوش مصنوعی: جام شراب از دریا برداشت و دل شکسته ما را به دستهای بسته و محبوس به درستی نجات داد.
شکسته باش که کردند سنگبارانش
به جرم این که برآمد ز پوست پسته درست
هوش مصنوعی: شکسته باش، زیرا به خاطر اینکه پوست پستهی سالم را ترکاندی، مورد هجوم سنگ قرار گرفت.
هزار کوزه دهد چرخ کاسه گر سامان
کز آن میان نبود هیچ کوزه دسته درست
هوش مصنوعی: چرخ گردان هزار کوزه بدهد، اما اگر در میان این کوزهها دستگیرهی درست و مناسب نباشد، هیچ یک از آنها به کار نمیآید.
نمانده است ز بس از شکستگی اثری
صدا برآید از کاسه شکسته درست
هوش مصنوعی: دیگر هیچ نشانی از آن شکستگی باقی نمانده است که صدایی از کاسه شکسته برآید.
مریز رنگ اقامت درین رباط دو در
که وقت کوچ رسیده است نانشسته درست
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که در این مکان (رباط) ایستادن و اقامت کردن بیفایده است و باید نتیجهگیری کنیم که زمان ترک آن رسیده و نباید منتظر چیزی بود. در واقع، بهتر است از اینجا برویم و درنگ نکنیم، چون زمان برای حرکت و تغییر فرا رسیده است.
مباش ایمن ازین چرخ چنبری صائب
که هیچ گوی ز چوگان او نجسته درست
هوش مصنوعی: از این دنیای پرنوسان و بیثبات ایمن نباش؛ چرا که هیچ کس به طور کامل از چنگال بازی این دنیا رهایی نیافته است.