برگردان به زبان ساده
چشم شوخش می برد آرام و تسکین مرا
می دهد سر در بیابان کوه تمکین مرا
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای او مرا به آرامش میرساند و احساس آسایش و راحتی به من میدهد، گویی که در دشتهای وسیع و در دل کوهها قرار گرفتهام.
گردش چشمی که من دیدم ازان وحشی غزال
در فلاخن می گذارد خواب سنگین مرا
هوش مصنوعی: من نگاهی وحشی و زیبا را دیدم که مانند غزالی در حال پرش است و این باعث شده که خواب سنگین من تحت تأثیر قرار بگیرد.
پای گل را می گرفت از اشک خجلت در نگار
باغبان می دید اگر دست نگارین مرا
هوش مصنوعی: او از شدت شرم، پای گل را میگرفت و اگر باغبان دست نقاشی من را میدید، خجالتش بیشتر میشد.
می شدی زنار خونین جوی شیرش بر کمر
بیستون گر می کشیدی ناز شیرین مرا
هوش مصنوعی: اگر تو زنجیری خونین میشدی و شیرش را بر کمر بیستون میبستی، حتماً میتوانستی ناز شیرین مرا تحمل کنی.
بعد مردن نیست حیرت گر ز سر گیرم حیات
گر کنند از خشت خم احباب بالین مرا
هوش مصنوعی: اگر پس از مرگ زندگی دوبارهای نباشد، چه تعجبی دارد؟ اگر دوستانم از خشت و گل برایم گودالی بسازند تا بالای سرم باشد، من هم دوباره حیات مییابم.
گرچه خون را مشک میسازم، سپهر تنگ چشم
خون به منت می دهد آهوی مشکین مرا
هوش مصنوعی: هرچند که من میتوانم از خون، چیزی با ارزش مانند مشک بسازم، اما آسمان تنگنظر، به من بهانهای میدهد که آهوی زیبا و مشکین خود را به من ندهد.
کرد تحسین رسایی های فهم خویشتن
آن که تحسین کرد صائب فکر رنگین مرا
هوش مصنوعی: کسی که زیباییهای فهم و درک خودش را ستایش میکند، در واقع به من هم که فکر و اندیشهای پررنگ دارم، احترام میگذارد.