برگردان به زبان ساده
سرو بالای تو از آب روانی برداشت
کوه تمکین تو از خاک گرانی برداشت
هوش مصنوعی: سرو افراشته تو از جاری شدن آب، به بلندی رسید و کوه، خشمی که از زمین دارد را فرو نشاند.
از اجل چاشنی قند مکرر یابد
در حیات آن که دل از عالم فانی برداشت
هوش مصنوعی: کسی که دلش را از دنیای مادی جدا کرده باشد، در زندگی خود طعم شیرینی از مرگ را مکرر خواهد چشید.
می خورد خون جگر بیش ز ته جرعه عمر
بیشتر هر که تمتع ز جوانی برداشت
هوش مصنوعی: هر که از جوانی بهرهبرداری کند، عمرش بیشتر از یک لذت کوتاه نخواهد بود؛ چرا که سختیها و رنجها بر دل او اثر میگذارد و در نهایت بیشتر از خوشیها، او را آزار میدهد.
دل ز جمعیت اسباب چو برداشتنی است
آنقدر بار به دل نه که توانی برداشت
هوش مصنوعی: وقتی که دل از شلوغی و غم و اندوه زندگی خسته میشود، نباید چنان بار سنگینی بر دوش خود بگذاری که دیگر نتوانی آن را تحمل کنی.
از سبکروحی پروانه کباب است دلم
که ز جان دست به یک بال فشانی برداشت
هوش مصنوعی: دل من مانند پروانهای است که سبکروح و شاداب است، اما در عین حال در آتش عشق میسوزد. این دل بهگونهای است که برای پرواز و ابراز عشقش از جان خود گذشت میکند.
بر دلم درد گران بود ز بی حوصلگی
صبر ازین کوه گرانسنگ گرانی برداشت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر بیحوصلگیام درد زیادی را تحمل میکرد و صبر کردم تا از این بار سنگین رنج، سبک شوم.
رنگ صائب به رخ می نتوانم دیدن
تا ز رخساره من رنگ خزانی برداشت
هوش مصنوعی: نمیتوانم رنگ و حال خوش صائب را در صورت ببینم تا زمانی که رنگ غم و خزان از چهرهام برداشته شود.