برگردان به زبان ساده
گرچه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست
مژه ام چشم به راه مدد جیحون نیست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه درونم اشک و اندوه زیادی دارم، اما امیدی به کمک و نجات از مشکلات ندارم و فقط منتظر چیزی هستم که بیاید.
رزق موری چو من از خوشهٔ آن زلف برید
یک جو انصاف در آن چهرهٔ گندم گون نیست
هوش مصنوعی: یک مور کوچک مثل من از خوشههای زلف آن معشوق، حتی یک ذره انصاف در چهرهی زیبا و طلاییاش نمییابد.
صاف کن آینه و رو به خرابات گذار
خشت خم هیچ کم از سینهٔ افلاطون نیست
هوش مصنوعی: آینه را صاف کن و به سمت مکانهای شاداب و خوش بگذران. در اینجا، خمی که داریم هیچ فرقی با دل افلاطون ندارد.
الف قد تو آورده رعونت با خویش
مصرع سرو به تقطیع کسان موزون نیست
هوش مصنوعی: علف بلندی که به نظر میرسد خود را برتر از دیگران میبیند، در واقع به خاطر قدش نمیتواند به زیبایی و توازن سروها برسد.
حاصل دهر بود لازم ناموزونی
سرو از آن بی ثمر افتاد که ناموزون نیست
هوش مصنوعی: نتیجه دوران نشان میدهد که انحراف و ناهماهنگی در زیبایی سرو، به خاطر این است که دیگر بیثمر و بدون فایده شده است و دیگر ناهماهنگی وجود ندارد.
صائب این کاوش ایام نه تنها با توست
چهرهٔ کیست که از خون جگر گلگون نیست؟
هوش مصنوعی: این روزگار که در آن به سر میبریم، تنها به تو اختصاص ندارد. همه افراد با زحمات و دردهای خود، نشانههایی از رنج و اهتمام را بر چهره دارند و هیچکس از این مشکلات مصون نیست.