برگردان به زبان ساده
تا مرا عشق بلند اقبال در زنجیر داشت
پیچ و تاب من شکوه جوهر شمشیر داشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق با نیکسرنوشتی مرا در بند خود نگه داشته بود، حالتهای من نشاندهندهی ارزش و قدرت واقعی وجودم بود.
سینه ام هرگز ز داغ گلرخان خالی نبود
این بیابان آتشی دایم ز چشم شیر داشت
هوش مصنوعی: سینهام همواره پر از درد و داغ عشق محبوبان بوده است. این بیابان نیز همیشه به خاطر نگاههای پرشور و شگفتانگیز آنها آتشین و سوزان بوده است.
در گلستانی که عمر ما به دلتنگی گذشت
خنده ها در آستین هر غنچه تصویر داشت
هوش مصنوعی: در باغی که دوران زندگی ما با غم و دلتنگی سپری شده است، لبخندها در آستین هر غنچهای به تصویر کشیده شدهاند.
دامن ابر بهاران در فلک می کرد سیر
خار ما بی حاصلان تا دست دامنگیر داشت
هوش مصنوعی: ابرهای بهاری در آسمان در حال نشستن و حرکت بودند و به دنبال گلهای بیثمر ما، که در دامن آنها قرار داشتیم، میگشتند.
یاد ایامی که از بیتابی مجنون ما
حلقه چشم غزالان ناله زنجیر داشت
هوش مصنوعی: به یاد روزهایی میافتم که عشق و دلدادگی ما چنان شدت داشت که چشمان زیبا و نازک غزالان، به خاطر این دلشوره و بیتابی، نالهزن شدند.
حق اگر بندد دری، ده در گشاید در عوض
طفل بی مادر ز هر انگشت جوی شیر داشت
هوش مصنوعی: اگر خداوند در یک مورد درها را ببندد، درهای دیگری را به روی ما باز میکند. حتی اگر کسی به شدت در مضیقه باشد، همیشه راههایی برای رفع نیازش وجود دارد و ممکن است در شرایط سخت هم نعمتهایی به او برسد.
سیل در ویرانه من داشت صائب گل در آب
در دل من راه تا اندیشه تعمیر داشت
هوش مصنوعی: سیل دلتنگی و ویرانی در قلب من جاری بود، اما با وجود این، هنوز امیدی به بهبود و ترمیم داشتم.