برگردان به زبان ساده
توبه همصحبتان بر خاطر ما بار نیست
راه امن بیخودی را کاروان در کار نیست
هوش مصنوعی: توبه کردن از دوستان برای ما سنگین نیست، چون در مسیر بیخیالی، کاروانی در حرکت نیست.
کاسهٔ منصور خالی بود پرآوازه شد
ورنه در میخانهٔ وحدت کسی هشیار نیست
هوش مصنوعی: کاسه منصور خالی بود و به خاطر شهرتش معروف شد، اما در میخانه اتحاد، هیچکس به هوش نیست.
در پس دیوار محرومی گریبان میدرم
گرچه محرمتر ز من کس در حریم یار نیست
هوش مصنوعی: در پشت دیوارهای دوری و محرومیت، من به عشق'y که دارم به یار، رسیدن را فرامیخوانم، با اینکه هیچکس در کنار من به اندازه من عاشق و نزدیک به او نیست.
هرکه پیراهن به بدنامی درید آسوده شد
بر زلیخا طعن ارباب ملامت بار نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که با بینامی زلیخا را بیآبرو کند، دیگر برای او افترا زدن به زلیخا بدون عیب و ایراد است.
کهربا نتواند از دیوار جذب کاه کرد
جذبهٔ توفیق را با تن پرستان کار نیست
هوش مصنوعی: کهربا نمیتواند کاه را از دیوار بگیرد؛ کسانی که فقط به تن پرستی میپردازند، نمیتوانند به موفقیت دست یابند.
برنیاید صبر با مژگان خواب آلود او
هیچ جوشن مانع این تیغ لنگردار نیست
هوش مصنوعی: در برابر چشمان نیمهبسته او، دیگر صبر و تحمل بیفایده است و هیچ مانعی نمیتواند جلوی این تیغ تند را بگیرد.
چون زر بی سکه مردودست در بازار حشر
هر دلی کز کاوش مژگان او افگار نیست
هوش مصنوعی: در روز قیامت، کسی که از عشق و جذبه چشمان او شکسته و آزرده نیست، همچون طلا بدون سکه در بازار ارزش و اعتبار ندارد.
میتوان از پرنیان ابر دیدن ماه را
هر دو عالم روی او را مانع دیدار نیست
هوش مصنوعی: با وجود زیباییهای دنیا و موانع مختلف، میتوان با نگاه به زیباییهای طبیعت و آسمان، به درک عمیقتری از ماه و جاذبههای آن رسید.
دل عبث از سبحه و زنار منت میکشد
این کهن اوراق را شیرازهای در کار نیست
هوش مصنوعی: دل بی جهت از تسبیح و کمربند رنج میبرد، در این ورقهای کهنه هیچ پیوند و ترتیبی وجود ندارد.
در خرابات مغان از عدل پیر میْ فروش
گوشهٔ ویرانهای غیر از دل معمار نیست
هوش مصنوعی: در میخانهای که مغان در آن حضور دارند، در کنار پیر شرابفروش، هیچ چیز بیشتر از دل معمار نیست که در ویرانهای نشسته است.
گوهر خود را به خار و خس فشاندن مشکل است
میکند خون گریه هر ابری که در گلزار نیست
هوش مصنوعی: فشردن ارزشها و زیباییهای خود در میان چیزهای بیارزش و ناچیز کار آسانی نیست، و هر ابر گریانی که در میان گلزار وجود ندارد، به سختی میتواند اشک بریزد.
پیش ما صائب که رطل خسروانی میزنیم
گنج باد آورد غیر از ابر گوهربار نیست
هوش مصنوعی: در نزد ما صائب، که بار سنگینی از اندیشه و هنر را به دوش میکشیم، ثروتی که به دست میآوریم جز از ابر، که کنایه از نعمتهای آسمانی و باران گوهر و زیبایی است، نیست.