برگردان به زبان ساده
چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست
می درد، چون مغز کامل شد، گریبان زیر پوست
هوش مصنوعی: زمانی که جسم قوی و پرتوان شود، روح یا جان نمیتواند در زیر پوست پنهان بماند. وقتی که مغز به کمال برسد، دیگر نمیتوان فقط به ظاهر توجه کرد و معنا و عمق وجود انسان را نادیده گرفت.
غیرتی کن از لباس چرخ مینایی برآی
تا به کی چون غنچه بتوان بود پنهان زیر پوست؟
هوش مصنوعی: بر خود غیرت داشته باش و از زیباییهای دنیا بهرهمند شو، زیرا همیشه نمیتوانی مانند یک غنچه درون خود را پنهان کنی و باید روزی خود را به نمایش بگذاری.
زنگ غفلت از دلش نتوان به صیقل ها زدود
هر که باشد همچو مغز پسته پنهان زیر پوست
هوش مصنوعی: هر کسی که در غفلت و ناآگاهی به سر ببرد، نمیتواند به راحتی از این حالت خارج شود و ذهن خود را پاک کند. مانند مغز پسته که در زیر پوست آن پنهان است و به راحتی قابل دسترسی نیست.
پخته شو چون مغز در دریای شکر غوطه زن
چند بتوان بود از خامی به زندان زیر پوست؟
هوش مصنوعی: به مانند مغز در دریاى شیرین شکر، پخته و کارشده شو. تا کی میخواهی در سهولت نادانی باقی بمانی و زیر پوستت بهسر ببری؟
پاکدامانی و مشرب جمع کردن مشکل است
سهل باشد گل برآید پاکدامان زیر پوست
هوش مصنوعی: پاکدامنی و پرهیزگاری در شرایط و جوامع مختلف به دست آوردن دشوار است، اما در عوض، به ظاهر زیبایی و جذابیت همچون گل نمایان میشود، در حالی که در باطن، اصول و ارزشهای اخلاقی نادیده گرفته میشوند.
فارغ است از پوست خند عیبجویان جهان
هر که از شرم و حیا دارد نگهبان زیر پوست
هوش مصنوعی: هر کسی که از شرم و حیا برخوردار باشد، نیازی به نگرانی درباره نظرات منفی دیگران ندارد و میتواند با آرامش زندگی کند، زیرا او درونی پاک و نیکو دارد.
هر قدر دل با صفا باشد ز عزلت چاره نیست
مغز با آن لطف می آید به سامان زیر پوست
هوش مصنوعی: هر چقدر دل پاک و صمیمی باشد، نمیتوان از تنهایی و دوری از دنیا فرار کرد. حتی با وجود لطف و زیباییهای درونی، واقعیتها و مشکلات زندگی زیر ظواهر پنهان هستند.
هست در شرع ادب خونش هدر چون گوسفند
هر که چون مجنون رود در کوی جانان زیر پوست
هوش مصنوعی: در قوانین شرع، ادب و نزاکت به حدی اهمیت دارد که در مواردی چون قربانی کردن گوسفند، خونش را هدر میکنند. هر کس که مانند مجنون به دنبال محبوب خویش برود و در عشق او غرق شود، در واقع جان خود را در معرض خطر قرار میدهد.
در خزان سیر بهاران می کند بی انتظار
هر که از داغ نهان دارد گلستان زیر پوست
هوش مصنوعی: در فصل پاییز، کسی که از درد و غم درونی خود رنج میبرد، بدون اینکه منتظر باشد، مانند بهاری سرسبز و پرشکوه میشود و زیبایی و نشاط را در دل خود پنهان میکند.
از سهیل و منت رنگین او آسوده ام
من که چون مینای می دارم بدخشان زیر پوست
هوش مصنوعی: من از زیبایی و جلوه خاص ستاره سهیل بینهایت راضیام، چرا که مانند میناس (ظرفی زیبا) که درونش عرق و شراب است، زیبایی و ارزش درونیام را مانند بدخشان (جواهری با ارزش) در خود نهفته دارم.
زود باشد در به رویش وا شود از شش جهت
هر که باشد همچو برگ غنچه پیچان زیر پوست
هوش مصنوعی: به زودی در مقابل او درهای مختلفی باز خواهد شد، خواه هر کسی که باشد، مانند برگ غنچهای که زیر پوستش پیچیده شده است.
معنی انسان نگنجد از بزرگی در جهان
ساده لوح آن کس که گوید هست انسان زیر پوست
هوش مصنوعی: انسان به قدری بزرگ و پیچیده است که نمیتوان آن را به سادگی در قالبهای محدود تعریف کرد. کسی که فکر کند انسان فقط در ظاهر و جسمش خلاصه میشود، اشتباه بزرگی کرده است.
پوست زندان است چون زور جنون غالب شود
چون بسر می برد مجنون در بیابان زیر پوست؟
هوش مصنوعی: وقتی جنون بر فردی چیره میشود، او مانند دیوانهای در بیابان زندگی میکند و در دل او، زندان وجود دارد که او را درگیر میکند. این پوست همچون دیواری است که او را از دنیای بیرون دور میسازد.
از صفاهان چون برآید جوهرش ظاهر شود
هست همچون مغز صائب در صفاهان زیر پوست
هوش مصنوعی: وقتی که از اصفهان برخیزد، زیبایی و فرهیختگی آن نمایان میشود، مانند مغز نازک و باارزش که در زیر پوست قرار دارد.