برگردان به زبان ساده
نه همین آن سنگدل ما را فرامش کرده است
مستی دارد که دنیا را فرامش کرده است
هوش مصنوعی: این شخص با وجود اینکه ما را فراموش نکرده، در حالی که غرق در لذتها و شادیهای دنیا است، توجهاش به ما کم شده است.
آنچنان کز نقشها آیینه باشد بی خبر
دیده حیران تماشا را فرامش کرده است
هوش مصنوعی: چنان که آینه از تصاویر بیخبر است، چشم حیران تماشا نیز فراموش کرده است که به چه چیزی نگاه میکند.
یاد دریا تازه دارد قطره را هر جا که هست
قطره پندارد که دریا را فرامش کرده است
هوش مصنوعی: هر جا که قطرهای باشد، همیشه یاد دریا را در دل دارد و به این فکر میکند که دریا او را فراموش کرده است.
در حریم سینه من با خیال یار، دل
حالتی دارد که دنیا را فرامش کرده است
هوش مصنوعی: در قلبم که پر از یاد محبوب است، حالتی دارم که همه چیزهای دنیا را فراموش کردهام.
هر کسی گویند دارد نوبتی در آسیا
آسمان چون نوبت ما را فرامش کرده است؟
هوش مصنوعی: هر کسی در این دنیا فرصتی دارد و زمانی برای خود، اما به نظر میرسد که آسمان نوبت ما را فراموش کرده و به ما توجهی ندارد.
طوطی ما بس که مشغول تماشای خودست
صائب آن آیینه سیما را فرامش کرده است
هوش مصنوعی: پرنده ما آنقدر در تماشای خودش غرق شده که حتی یادش رفته چهطور باید به آیینه نگاه کند.