برگردان به زبان ساده
آفتاب آتشین رخسار، داغ حسن اوست
شمع یک پروانه پای چراغ حسن اوست
هوش مصنوعی: چهره آفتابی و زیبا او، نشانهای از جذابیت و زیباییاش است و مانند شمعی است که پروانهای را به سمت خود میکشد.
داروی بیهوشی ارباب بینش گشته است
گرچه خط عنبرین درد ایاغ حسن اوست
هوش مصنوعی: داروی بیهوشی حالا به فکر و درک عمیق تبدیل شده است، هرچند که نشانههای زیبایی او همچنان موجب درد و رنج میشود.
گرچه از خط آفتابش روی در زردی گذاشت
همچنان ناز بهاران در دماغ حسن اوست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه آفتاب باعث شده پوست او کمی تغییر رنگ بدهد، اما باز هم زیبایی و لطافت خاصی مانند بهار در چهرهاش وجود دارد.
هیچ پروایی ندارد از نسیم آه سرد
روغن خورشید گویا در چراغ حسن اوست
هوش مصنوعی: هیچ نگرانی از نسیم خنک ندارد؛ گویی روغن خورشید در چراغ زیبایی اوست.
آن که مژگانش ترازو می شد از دل خلق را
این زمان خار سر دیوار باغ حسن اوست
هوش مصنوعی: کسی که مژگانش میتوانست دلهای مردم را سنجش کند، اکنون تنها خار سر دیوار باغ زیبایی اوست.
همچو صائب بلبلی کز نغمه اش خون می چکد
روزگاری شد که در بیرون باغ حسن اوست
هوش مصنوعی: مانند بلبل صائب که از آوازش خون میریزد، زمانی است که در خارج از باغ، زیبایی او وجود دارد.