برگردان به زبان ساده
هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
نرگس بیمار از ناز مسیحا فارغ است
هوش مصنوعی: هر کسی که به درد و رنج خود راضی شود، دیگر نیازی به درمان ندارد. همچنین، نرگس بیمار از زیبایی مسیحا فارغ است و دیگر به آن توجهی ندارد.
طفل طبعان را دل از بهر تماشا می دود
خو به عزلت کرده از سیر و تماشا فارغ است
هوش مصنوعی: دل کودکانه مانند پرندهای که برای تماشای زیباییها میدود، شوق و اشتیاقی دارد. اما او از دنیا و دیدن دنیای بیرون دوری کرده و به تنهایی و انزوا روی آورده است و از جستجو و تماشا بینیاز شده است.
خارخار آرزو در سینه عشاق نیست
هر که واصل شد به مطلب، از تمنا فارغ است
هوش مصنوعی: آرزوی بیپایان و دردناک در دل عاشقان وجود ندارد؛ کسی که به هدف خود رسیده باشد، دیگر از خواستن و آرزو کردن دلگیر نیست.
نیست با خورشید تابان حاجت شمع و چراغ
هر که را دل روشن است، از چشم بینا فارغ است
هوش مصنوعی: هیچ نیازی به شمع و چراغ در کنار خورشید درخشان نیست؛ زیرا کسی که دلش روشنی دارد، از بینایی ظاهری بینیاز است.
سیرچشمی می کند دل را ز دنیا بی نیاز
گوهر قانع ز روی تلخ دریا فارغ است
هوش مصنوعی: دل از دنیا بینیاز میشود وقتی که چشم به زیباییها و نعمتها میدوزد. گوهر وجود انسان از سختیها و تلخیهای زندگی رهایی پیدا میکند و به قناعت و رضایت میرسد.
نسبت عارف به خاک و مسند دولت یکی است
از تکلف آفتاب عالم آرا فارغ است
هوش مصنوعی: عارف و فرد صاحب قدرت حکومتی هر دو در اصل به دور از تکلف و خودخواهی هستند. مانند آفتاب که بدون هر گونه سختی و زحمت به نورافشانی خود ادامه میدهد.
نیست از خواب پریشان چشم بسمل را خبر
محو عشق، از دیدن اوضاع دنیا فارغ است
هوش مصنوعی: چشم کسی که به عشق زخمی شده، از خواب دلتنگیاش بیخبر است و به خاطر معشوقش، از تماشا کردن وضعیت دنیا غافل است.
عالم سرگشتگی دارالامان رهروست
گردباد از سنگ راه و خار صحرا فارغ است
هوش مصنوعی: دنیا پر از سردرگمی و مشکلات است، اما در این میان، مسافرانی هستند که به آرامش و امنیت میرسند. این در حالی است که طوفانهای زیادی از موانع و سختیها عبور میکنند و به هیچ چیز اهمیتی نمیدهند.
ذوق کار عشق، دارد جنگ با آسودگی
کوهکن از اهتمام کارفرما فارغ است
هوش مصنوعی: شور و شوق عشق مانند مبارزهای است که در آن فردی که دل در گرو عشق دارد، تمام تلاش و همت خود را به کار میگیرد. در این میان، زحمتکش کوهکن که تحت فشار کارفرما نیست، میتواند با آرامش و بیدغدغه به کار خود ادامه دهد.
سنگ بر دریا زدن، بازوی خود رنجاندن است
از غم عالم دل خوش مشرب ما فارغ است
هوش مصنوعی: تلاش کردن و با چالشهای بزرگ روبهرو شدن، تنها باعث زحمت بیشتر برای خودمان میشود، در حالی که در دل ما از غم و مشکلات دنیا بیخبر و شاد هستیم.
ما به خود صائب ز نادانی بساطی چیده ایم
ورنه عشق از نیستی و هستی ما فارغ است
هوش مصنوعی: ما از روی نادانی خود چیزهایی را فراهم کردهایم، در حالی که عشق هیچ ارتباطی با وجود و عدم ما ندارد.