برگردان به زبان ساده
وجود عاریتی دل درو نشاید بست
همانکه مرهم جان بود دل به نیش بخست
هوش مصنوعی: دل انسان نباید به چیزی که موقتی و عاریهای است وابسته شود؛ زیرا تنها چیزی که میتواند آرامش روح را به همراه داشته باشد، محبت و احساس واقعی است.
اگر جواهر ارواح در کشاکش نزع
همی به عالم علوی رود ز عالم پست
هوش مصنوعی: اگر روحهای باارزش درگیر کشمکش باشند، باز هم به عالم بالاتر صعود میکنند و از دنیای پست جدا میشوند.
بر آب دیدهٔ مهجور هم ملامت نیست
که شوق میبستاند عنان عقل از دست
هوش مصنوعی: بر روی اشکهای چشمی که از دوری معشوق رنج میبرد، سرزنشی نیست؛ زیرا عشق در دل او به قدری قوی است که عقل و خواب را از او میگیرد.
درخت سبز نمیبینی ای عجب در باغ
که چون فرو دود آبش چو شاخ تر بشکست
هوش مصنوعی: در باغ، درختی سرسبز نیست که عجیب است. وقتی از تنهاش دود برخاست، مانند اینکه شاخ و برگش بشکند و خشک شود.
چگونه تلخ نباشد شب فراق کسی
که بامداد قیامت درو توان پیوست
هوش مصنوعی: چطور میتوان شب جدایی را شیرین دانست، زمانی که در روز قیامت نمیتوان دوباره با او دیدار کرد؟
جهان بر آب نهادست و زندگی بر باد
بر آب و باد کجا باشد اعتماد نشست؟
هوش مصنوعی: دنیا بر روی آب است و زندگی همچون بادی که به سرعت میگذرد. با این اوصاف، چه اعتمادی میتوان به آب و باد داشت که همواره تغییر میکنند؟
چو لشکری که به گوش آیدش ندای رحیل
که خیمه برکن و آخور هنوز خنگ نبست
هوش مصنوعی: مانند گروهی که صدای زنگ حرکت را میشنود و دستور میگیرد که خیمهها را جمع کنند، در حالی که هنوز اسبها آماده نیستند.
کمان عمر چهل سالگی و پنجه را
به زور دست طبیعت شکسته گیر به شست
هوش مصنوعی: عمر چهل سالگی به مانند کمانی شکسته است و قدرت طبیعت باعث آسیب دیدن آن شده است؛ پس بهتر است به آنچه در دست داریم، یعنی زندگی و تجربیات خود، توجه کنیم.
گر انگبین دهدت روزگار غره مباش
که باز در دهنت همچنان کند که کبست
هوش مصنوعی: اگر روزگار تو را به خوشی و شیرینی بیفکند، فریب این خوشی را نخور؛ زیرا ممکن است دوباره مسیر زندگیات به تلخی و سختی برگردد.
خدای عزوجل قبض کرد بندهٔ خویش
تو نیز صبر کن ای بندهٔ خدای پرست
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ جان بندۀ خود را میگیرد، تو نیز صبر کن، ای بندهی پروردگار.
جهان سرای غرورست و دیو نفس و هوا
عفاالله آنکه سبکبار و بیگناه برست
هوش مصنوعی: دنیا محل خودخواهی و دورویی است و تنها خداوند میداند که چه کسی بیدغدغه و بیگناه از آن رهایی یافته است.
رضا به حکم قضا گر دهیم و گر ندهیم
ازین کمند نشاید به شیرمردی رست
هوش مصنوعی: اگر به قضا و قدر راضی باشیم یا نباشیم، از این دام نمیتوانیم به شیرمردی و شجاعت برسیم.
بنفشهوار نشستن چه سود سر در پیش
دریغ بیهده بردن بران دو نرگس مست
هوش مصنوعی: نشستن مانند گل بنفشه چه فایدهای دارد، زمانی که سر به زیر افسوس میبرم و بیدلیل بر آن دو گل نرگس دلبستهام.
گر آفتاب فرو شد هنوز باکی نیست
تو را که سایهٔ بوبکر سعد زنگی هست
هوش مصنوعی: اگر خورشید غروب کند، هنوز نگران نباش. چون سایهٔ بوبکر سعد زنگی، همراه توست.