برگردان به زبان ساده
آستین بر روی و نقشی در میان افکندهای
خویشتن پنهان و شوری در جهان افکندهای
هوش مصنوعی: تو با آستین بر روی چهرهات، خود را پنهان کردهای و با این کار، شور و هیجانی در دنیا به وجود آوردهای.
همچنان در غنچه و آشوب استیلای عشق
در نهاد بلبل فریاد خوان افکندهای
هوش مصنوعی: عشق همچنان در دل بلبل که در حال نواختن و آواز خواندن است، در حال شکلگیری و شور و التهاب است.
هر یکی نادیده از رویت نشانی میدهند
پرده بردار ای که خلقی در گمان افکندهای
هوش مصنوعی: هر کسی به طور متفاوتی از زیبایی تو صحبت میکند و نظری دارد. ای کسی که باعث شدهای دیگران در مورد تو تصوراتی داشته باشند، پرده را کنار بزن و خود را نشان بده.
آنچنان رویت نمیباید که با بیچارگان
در میان آری حدیثی در میان افکندهای
هوش مصنوعی: چهرهی تو آنقدر زیباست که نباید دربارهات با کسانی که روحشان در پریشانی است، سخن بگویید. تو با زیباییات حرفی را در دلها حاکم کردهای.
هیچ نقاشت نمیبیند که نقشی بر کند
و آنکه دید از حیرتش کلک از بنان افکندهای
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به درستی تمام زیباییهای نقش و نگار را درک کند. و آن کسی که این زیباییها را میبیند، از شگفتی آن چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که قلمش از دستش میافتد.
این دریغم میکشد کافکندهای اوصاف خویش
در زبان عام و خاصان را زبان افکندهای
هوش مصنوعی: این عامل ناراحتی من این است که کسی که ویژگیهای خود را بهوضوح بیان کرده است، او را به زبان عام و خاص معرفی کرده و بر روی او پردهافکندهاند.
حاکمی بر زیردستان هر چه فرمایی رواست
پنجهٔ زورآزما با ناتوان افکندهای
هوش مصنوعی: هر چیزی که یک حاکم بر زیردستانش بگوید، قابل قبول است و او با قدرت خود بر ناتوانان تسلط یافته است.
چون صدف امید میدارم که لؤلؤیی شود
قطرهای کز ابر لطفم در دهان افکندهای
هوش مصنوعی: من امیدوارم که مانند صدف، قطرهای که از مهربانیام به دهان افتاده، روزی به لؤلؤیی تبدیل شود.
سر به خدمت مینهادم چون بدیدم نیک باز
چون سر سعدی بسی بر آستان افکندهای
هوش مصنوعی: وقتی دیدم که نیکوکاران درگاه تو هستند، سر خود را به خدمت تو میگذارم؛ زیرا مانند سعدی بسیار بر درگاه تو تواضع کردهام.