برگردان به زبان ساده
ای به باد هوس در افتاده
بادت اندر سر است یا باده
هوش مصنوعی: ای کسی که به آرزوها و خواستهها مشغول هستی، آیا در سرت هوای عشق است یا اینکه مشغول نوشیدن هستی؟
یک قدم بر خلاف نفس بنه
در خیال خدای ننهاده
هوش مصنوعی: یک قدم در جهت مخالف خواستههای نفسانیات بردار و در اندیشه خداوند باش.
راه گم کرده از طریق صلاح
در بیابان غفلت افتاده
هوش مصنوعی: کسی که از راه درست دور شده و در بیابان نادانی و غفلت سرگردان شده است.
خود به یک بار از تو بستاند
چرخ انصافهای ناداده
هوش مصنوعی: در یک لحظه ممکن است چرخ زمان تمام ناعدالتیهای انجام نشده را از تو بگیرد.
رنجبُردار دیو نفس مباش
در هوای بت ای پریزاده
هوش مصنوعی: از تمایلات نفس و شیطان صفت خویشتن دوری کن و در آرزوی اسیر و مقدس عشق باش، ای فرزند فرشتگان.
دیدی این روزگار سفله نواز
چون گرفت از تو جان آزاده
هوش مصنوعی: این روزگار پست و حقیر چگونه جان آزاده را از تو گرفته است.
چون تو آسودهای چه میدانی
که مرا نیست عیش آماده
هوش مصنوعی: وقتی تو در آرامش و راحتی به سر میبری، چگونه میتوانی درک کنی که من در چه وضعیتی هستم و از چه شادیهایی بیبهرهام؟
ملک آزادیت چو ممکن نیست
شهربند هواست بگشاده
هوش مصنوعی: اگر امکان آزاد شدن تو وجود ندارد، پس باید قید و restraints را که به خاطر خواستهها و تمایلات خود داری، کنار بگذاری و آزادی را برای خود فراهم کنی.
لاف مردی زنی و زن باشی
همچو خنثی مباش نرماده
هوش مصنوعی: به جای این که فقط در مورد شجاعت و مردانگی صحبت کنی، باید واقعاً آن ویژگیها را در عمل نشان دهی و مانند کسی که هیچکدام از این صفات را ندارد، عمل نکن.
سعدیا تا کی این رحیل زنی
محمل از پیش نافرستاده
هوش مصنوعی: سعدی جان، تا کی میخواهی سفر کنی و بار و بنهات را آماده کنی در حالی که هنوز به جلو نرفتهای؟
هر زمان چون پیاله چند زنی
خنده در روی لعبت ساده
هوش مصنوعی: هر بار که برایش خندهای میزنی، مانند پیالهای پر از شادی است که بر روی چهرهی معصومش میریزد.
بس که با خویشتن بگویی راز
چون صراحی به اشک بیجاده
هوش مصنوعی: چقدر با خودت راز و گوشهنشینی میکنی، مانند پیالهای که از اشک پر شده و بیهدف در حال ریختن است.