برگردان به زبان ساده
وجودم به تنگ آمد از جور تنگی
شدم در سفر روزگاری درنگی
هوش مصنوعی: وجودم از سختیها و مشکلات به تنگ آمده و در سفر زندگی، به تأمل و اندیشه درنگ کردهام.
جهان زیر پی چون سکندر بریدم
چو یأجوج بگذشتم از سد سنگی
هوش مصنوعی: من همچون سکندر، دنیا را زیر پایم و مانند یأجوج، از سدهای سخت و سنگی عبور کردم.
برون جستم از تنگ ترکان چو دیدم
جهان در هم افتاده چون موی زنگی
هوش مصنوعی: از محیط تنگ و محدود ترکها بیرون آمدم وقتی که دیدم جهان به هم ریخته و آشفته است، مثل موهای زنگی که درهم گره خوردهاند.
چو باز آمدم کشور آسوده دیدم
ز گرگان به در رفته آن تیز چنگی
هوش مصنوعی: وقتی که به وطنم بازگشتم، دیدم که اوضاع آرام است و آن موجود خطرناک و تیزچنگ که از گرگان رفته بود، دیگر در آنجا نیست.
خط ماهرویان چو مشک تتاری
سر زلف خوبان چو درع فرنگی
هوش مصنوعی: چهرهی زیباهای سرزمین ما همانند مشک تیره و دلربا است، و موهای فردی خوشچهره مانند زرههای زیبا و جذاب است.
به نام ایزد آباد و پر ناز و نعمت
پلنگان رها کرده خوی پلنگی
هوش مصنوعی: به نام خداوندی که آباد و پر از نعمت است، مانند پلنگانی که از سرشت و طبیعت خود رها شدهاند.
درون مردمی چون ملک نیک محضر
برون لشکری چون هژبران جنگی
هوش مصنوعی: در میان مردم، شخصیتهایی شبیه به ملکان نیکو و محترم وجود دارند، اما در بیرون، مصائب و دشواریها مانند لشکری بزرگ و بیرحم در کمین هستند.
بپرسیدم این کشور آسوده کی شد؟
کسی گفت: سعدی! چه شوریده رنگی
هوش مصنوعی: از کسی پرسیدم این سرزمین چه زمانی به آرامش رسید؟ او پاسخ داد: سعدی! چه رنگ و بویی از دیوانگی است.
چنان بود در عهد اول که دیدی
جهانی پر آشوب و تشویش و تنگی
هوش مصنوعی: در دوران نخست، جهانی را دیدی که پر از بینظمی، نگرانی و تنگای زندگی بود.
چنین شد در ایام سلطان عادل
اتابک ابوبکر بن سعد زنگی
هوش مصنوعی: در زمان حکومت اتابک ابوبکر بن سعد زنگی، که حاکمی عادل بود، چنین وقایع و اتفاقاتی رخ داد.