سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جملهٔ آدابِ نُدَماءِ ملوک یکی این است:
سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزاوارِ تصدیق و تحسین بود
چو یک بار گفتی، مگو باز پس
که حلوا چو یک بار خوردند، بس
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکینبشته
تعداد ابیات: 2
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جملهٔ آدابِ نُدَماءِ ملوک یکی این است:
سَحبان وائل را در شیوا سخنی یگانه و یکتا شمردهاند، چه اگر یک سال در انجمن سخن میراند، هیچ حرفی را دو بار بر زبان نمیآورد و اگر گفتن دوباره پیش میآمد، بهشکلی دیگر و تازهتر بیان میکرد؛ و این از رسوم همنشینان و نزدیکان شاهان است.