برگردان به زبان ساده
درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همیمالید و میگفت: یا غَفور! یا رحیم! تو دانی که از ظَلومِ جَهول چه آید.
درویشی را دیدم که در کعبه میگفت:ای آمرزگار! ای بخشاینده! تو آگاهی که از ظالمان نادان چه کار هایی بر میاد. (یعنی طاعتی از من بر نمیآید)
عذرِ تقصیرِ خدمت، آوردم
که ندارم به طاعت استظهار
از کوتاهی کردن در طاعت و چاکری پوزش میخواهم، چه به عبادت و فرمانبرداری خود قویپشت نیام.
عاصیان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار
افراد گنهکار از گناههایشان پشیمان میشوند و از آنها توبه میکنند، در حالی که عارفان از عبادت خود احساس نقص کرده و به خدا میگن این عبادت حالت معامله نداره.
عابدان جزایِ طاعت خواهند و بازرگانان بهایِ بِضاعت، منِ بنده امید آوردهام نه طاعت و به دَرْیوزه آمدهام نه به تجارت.
مؤمنان در انتظار پاداش اعمال نیک خود هستند و بازرگانان در پی سود کالاهای خود. اما من، به عنوان یک بنده، به دنبال معامله نیستم و مانند گدایی به دنبال درخواست کمک آمدهام، نه برای تجارت و کسب درآمد.
اِصْنَعْ بی ما اَنْتَ اَهْلُهُ.
با من آنگونه رفتار کن که شایسته آنم.
بر درِ کعبه سائلی دیدم
که همیگفت و میگرستی خَوش
هوش مصنوعی: در کنار کعبه، شخصی را دیدم که با صدای دلنشینی درخواست میکرد و اشک میریخت.
مینگویم که طاعتم بپذیر
قلمِ عفو بر گناهم کش
هوش مصنوعی: نمیگویم که به خاطر بندگیام مرا ببخش، فقط از خطای من بگذر و آن را نادیده بگیر.