برگردان به زبان ساده
وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همیزدند و ملِک هم چنین تدبیری اندیشه کرد.
وزرای انوشیروان درباره امر مهمی از امور مملکت نظر میدادند و هریک نظری متفاوت میگفت. همچنین انوشیروان نیز نظری داشت.
بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.
بزرجمهر با نظر پادشاه موافقت کرد .
وزیران در نهانش گفتند: رایِ ملک را چه مزیّت دیدی بر فکرِ چندین حکیم؟
وزیران در نهانی (دور از حضور انوشیروان) از (بزرگمهر) پرسیدند نظر شاه چه مزیتی داشت که آنرا بر نظر چند حکیم ترجیح دادی؟
گفت: به موجب آن که انجامِ کارها معلوم نیست و رایِ همگان در مشیّت است که صواب آید یا خطا، پس موافقتِ رایِ ملک اولیٰتر است تا اگر خلافِ صواب آید، به علّت متابعت از مُعاتبَت ایمن باشم.
گفت: زیرا پایان و نتیجه کارها معلوم نیست و همه چیز در گرو تقدیر است که درست شود یا غلط. پس موافقت با رای شاه بهتر است تا اگر بد شد به علت پیروی (از او) از سرزنش ایمن باشم.
خلافِ رایِ سلطان رای جُستن
به خونِ خویش باشد دست شستن
تصمیم و نظر دادن برخلاف نظر سلطان؛ همانا از جان گذشتن است.
اگر خود روز را گوید شب است این
بباید گفتن: آنک ماه و پروین!
اگر حتی بگوید که روز، شب است باید گفت: بله ماه و پروین آنجاست!