برگردان به زبان ساده
عَضُد را پسر سخت رنجور بود
شکیب از نهادِ پدر دور بود
هوش مصنوعی: پسر عضد بسیار بیمار بود و به خاطر این بیماری از تحمل و صبر پدرش دور افتاده بود.
یکی پارسا گفتش از رویِ پند
که بگذار مرغانِ وحشی ز بند
هوش مصنوعی: یک انسان دیندار به او گفت که باید اجازه دهی پرندههای وحشی از قید و بند آزاد شوند و به زندگی طبیعی خود ادامه دهند.
قفسهای مرغِ سحرخوان شکست
که در بند ماند چو زندان شکست؟
هوش مصنوعی: پرندههای سحرخوان از قفسهایشان آزاد شدند، آیا زمانی که زندان باز شد، آنان نیز در بند خواهند ماند؟
نگه داشت بر طاقِ بُستان سَرای
یکی نامور بلبلِ خوشسُرای
هوش مصنوعی: در باغی زیبا و دلانگیز، آوازهخوانی مشهور و خوشصدا بر فراز یک طاق ایستاده است و آهنگ سرودش در فضا پخش میشود.
پسر صبحدم سویِ بستان شتافت
جز آن مرغ بر طاقِ ایوان نیافت
هوش مصنوعی: پسر صبح زود به سمت باغ رفت، اما جز آن پرندهای که بر لبهی ایوان نشسته بود، چیز دیگری پیدا نکرد.
بخندید کای بلبلِ خوشنفس
تو از گفتِ خود ماندهای در قفس
هوش مصنوعی: بخندید، ای بلبل خوشصدا، زیرا تو از گفتن و ابراز احساساتت در قفس ماندهای.
ندارد کسی با تو ناگفته کار
ولیکن چو گفتی دلیلش بیار
هوش مصنوعی: هیچکس نسبت به تو کاری پنهان ندارد، اما وقتی حرفی را زدی، باید دلیلش را هم بیاوری.
چو سعدی که چندی زبان بستهبود
ز طعنِ زبانآوران رَسته بود
هوش مصنوعی: نویسنده سعدی به مدت زمانی به خاطر انتقادها و سرزنشهای دیگران از بیان نظراتش دوری کرده بود و اکنون از این بند آزاد شده است.
کسی گیرد آرامِ دل در کنار
که از صحبتِ خلق گیرد کنار
هوش مصنوعی: کسی میتواند دل را آرام کند که در کنار او باشد و از گفتگو با دیگران دوری کند.
مکُن عیبِ خلق، ای خردمند، فاش
به عیبِ خود از خلق مشغول باش
هوش مصنوعی: ای خردمند، به عیوب دیگران نپرداز و آنها را به زبان نیاور؛ بلکه به عیوب خود مشغول باش و روی اصلاح آنها تمرکز کن.
چو باطل سُرایند مگمار گوش
چو بیستر بینی بصیرت بپوش
هوش مصنوعی: وقتی که حرفهای بیفایده و نادرست بزنند، گوش نده و مانند کسی که در شرایط نامناسبی قرار دارد، خود را از درک حقیقت دور نکن.