برگردان به زبان ساده
مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود
در دانشگاه نظامیه من مشغول تحصیل بودم و هر روز مشغول به یادگیری با تکرار مطالب بودم.
مر استاد را گفتم ای پر خرد
فلان یار بر من حسد میبرد
هوش مصنوعی: به استاد گفتم: ای انسان باهوش، فلان دوست نسبت به من حسادت میکند.
چو من داد معنی دهم در حدیث
بر آید به هم اندرون خبیث
وقتی من معنای واقعی مطالب درسی را بیان میکنم، میبینم که دوستم از پیشرفت من ناراحت میشود
شنید این سخن پیشوای ادب
به تندی برآشفت و گفت ای عجب!
هوش مصنوعی: رهبر فرهنگ و ادب وقتی این حرف را شنید به شدت ناراحت شد و گفت: "این چه حرف عجیبی است!"
حسودی پسندت نیامد ز دوست
که معلوم کردت که غیبت نکوست؟
تو که حسادت دوستت به خود را بسیار بد میدانی، از کجا فهمیدی که بدگویی از او کار خوبی است؟
گر او راه دوزخ گرفت از خسی
از این راه دیگر تو در وی رسی
اگر او از راه حسادت به تو به جهنم برود ، تو هم بخاطر اینکه پشت سر دوستت بدگویی میکنی، به جهنم خواهی رفت.