برگردان به زبان ساده
یکی سلطنت ران صاحب شکوه
فرو خواست رفت آفتابش به کوه
هوش مصنوعی: یک پادشاه با وقار و شکوه، سلطنت خود را ترک کرد و رفت. در این حال، همچون خورشید، به ارتفاعات و کوهها میرود.
به شیخی در آن بقعه کشور گذاشت
که در دوره قائم مقامی نداشت
هوش مصنوعی: در آن مکان، شخصی را به عنوان شیخ معرفی کردند که در دوران رهبری مقام خاصی نداشت.
چو خلوت نشین کوس دولت شنید
دگر ذوق در کنج خلوت ندید
هوش مصنوعی: وقتی کسی که در تنهایی و سکوت زندگی میکند، صدای خوش و خوبی را از دور میشنود، دیگر در کنج تنهاییاش هیچ شادی و لذتی حس نمیکند.
چپ و راست لشکر کشیدن گرفت
دل پردلان زو رمیدن گرفت
هوش مصنوعی: دلهای شجاع و دلاور به سمت راست و چپ به جنگ و نبرد حرکت کردند و این نشاندهنده تردید و ترس در آنهاست.
چنان سخت بازو شد و تیز چنگ
که با جنگجویان طلب کرد جنگ
هوش مصنوعی: به قدری بازو محکم و چنگش تند و سریع شده بود که با جنگجویان برای نبرد و مبارزه به چالش پرداخت.
ز قوم پراکنده خلقی بکشت
دگر جمع گشتند و هم رای و پشت
هوش مصنوعی: از میان گروهی از مردم که پراکنده بودند، عدهای دیگر به هم پیوستند و متحد شدند، و نظر و حمایت یکسانی پیدا کردند.
چنان در حصارش کشیدند تنگ
که عاجز شد از تیرباران و سنگ
هوش مصنوعی: به قدری او را در محاصره قرار دادند که دیگر نتوانست در برابر تیرها و سنگها مقاومت کند و ضعف نشان داد.
بر نیکمردی فرستاد کس
که صعبم فرومانده، فریاد رس
هوش مصنوعی: او به یک انسان نیکو پیام فرستاد که در موقعیتی دشوار قرار گرفتهام و نیازمند کمک هستم.
به همت مدد کن که شمشیر و تیر
نه در هر وغایی بود دستگیر
هوش مصنوعی: با تلاش و کمک یکدیگر، پیروزی حاصل میشود؛ زیرا تنها تکیه بر شمشیر و تیر در شرایط سخت کارساز نیست.
چو بشنید عابد بخندید و گفت
چرا نیم نانی نخورد و نخفت؟
هوش مصنوعی: زمانی که عابد این را شنید، لبخندی زد و گفت: چرا کسی نان نیمهای نمیخورد و نمیخوابد؟
ندانست قارون نعمت پرست
که گنج سلامت به کنج اندر است
هوش مصنوعی: قارون، که به دنبال ثروت و نعمتهای ظاهری بود، نمیدانست که واقعیترین و باارزشترین نعمت، سلامتی است که در گوشهای ساده و نزدیک به او وجود دارد.