برگردان به زبان ساده
شتر بچه با مادر خویش گفت:
«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»
شتربچهای به مادرش گفت: «رفتن بس است؛ کمی هم استراحت کنیم»
بگفت «ار به دست من استی مهار
ندیدی کسم بارکش در قطار»
پاسخ داد: «اگر مهار در دست من بود، هرگز بارکش کاروان نمیشدم»
قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد
وگر ناخدا جامه بر تن درد
سرنوشت، کشتی را بهآنجا میبرد که خود خواهد، حتی اگر ناخدا (از خشم و غصه) جامه بر تن خویش پاره کند.
مکن سعدیا دیده بر دست کس
که بخشنده پروردگار است و بس
ای سعدی! چشم بر دست کسی مدوز که تنها بخشنده و روزیدهنده، پروردگار است و دیگر هیچکس.
اگر حق پرستی ز درها بَسَت
که گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت
اگر خدا پرست هستی او برای تو کافی است و اگر او تو را نپذیرد هیچکس نمیتواند خواستهات را روا کند.
گر او تاجدارت کند سر بر آر
وگر نه سرِ ناامیدی بخار
اگر او تو را تاجدار کند امیدوار باش وگرنه برو و ناامید باش.