برگردان به زبان ساده
چو دور خلافت به مأمون رسید
یکی ماه پیکر کنیزک خرید
هوش مصنوعی: زمانی که خلافت به مأمون رسید، او دختر زیبایی را خرید که مانند ماه میدرخشید.
به چهر آفتابی، به تن گلبنی
به عقل خردمند بازی کنی
هوش مصنوعی: با چهرهای مانند خورشید و بدنی همچون گل، با intellect و هوش اندیشه ورزی کن.
به خون عزیزان فرو برده چنگ
سر انگشتها کرده عناب رنگ
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن احساس عمیق و غمگینی است که از دست دادن عزیزان به وجود میآورد. شاعر با تشبیه چنگ به سر انگشتانش، به این نکته اشاره دارد که در غم و اندوه، همواره در فکر یاد آن عزیزان است. رنگ عناب که نشانهای از غم و اندوه است، نشاندهنده عمق ناراحتی است که در دل احساس میشود.
بر ابروی عابد فریبش خضاب
چو قوس قزح بود بر آفتاب
هوش مصنوعی: بر ابروی عابد، زینت و زیبایی مانند رنگهای زیبای قوس قزح در زیر نور خورشید جلوه میکند.
شب خلوت آن لعبت حور زاد
مگر تن در آغوش مأمون نداد
هوش مصنوعی: در شب آرام، آن معشوقه زیبا شاید تنها در آغوش محبوبش آرام گرفته باشد.
گرفت آتش خشم در وی عظیم
سرش خواست کردن چو جوزا دو نیم
هوش مصنوعی: خشم او به شدت شعلهور شد و خواستند او را مانند یک گردو که از وسط شکسته میشود، دو نیم کنند.
بگفتا سر اینک به شمشیر تیز
بینداز و با من مکن خفت و خیز
هوش مصنوعی: او گفت: اکنون وقت آن است که با شمشیر تیز اقدام کنی و با من بر سر چیزهای بیاهمیت بحث و جدل نکن.
بگفت از چه بر دل گزند آمدت؟
چه خصلت ز من ناپسند آمدت؟
هوش مصنوعی: چرا به دل تو آسیب زدهام؟ چه ویژگیای در من را نپسندیدی؟
بگفت ار کشی ور شکافی سرم
ز بوی دهانت به رنج اندرم
هوش مصنوعی: اگر مرا بکشید یا سرم را بشکافید، باز هم از بوی دهانت در رنج و عذاب خواهم بود.
کشد تیر پیکار و تیغ ستم
به یک بار و بوی دهن دم به دم
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که جنگ و ظلم به یکباره تاثیر خود را میگذارد و فریاد و زخمهای ناشی از آن به کرات و مداوم در فضا محسوس است.
شنید این سخن سرور نیکبخت
برآشفت تند و برنجید سخت
هوش مصنوعی: سرور خوشبخت از این گفته ناراحت و خشمگین شد و به سرعت واکنش نشان داد.
همه شب در این فکر بود و نخفت
دگر روز با هوشمندان بگفت
هوش مصنوعی: تمام شب در این فکر بود و خوابش نبرد؛ روز بعد با افراد باهوش دربارهاش سخن گفت.
طبیعت شناسان هر کشوری
سخن گفت با هر یک از هر دری
هوش مصنوعی: دانشمندان طبیعت در هر کشوری درباره موضوعات مختلف با یکدیگر گفتگو و تبادل نظر میکنند.
دلش گرچه در حال از او رنجه شد
دوا کرد و خوشبوی چون غنچه شد
هوش مصنوعی: علیرغم اینکه دلش از او ناراحت و آزار دیده، اما او همچنان دارویی برای این دل دردناک پیدا کرده و مانند غنچهای خوشبو و خوشایند شده است.
پری چهره را همنشین کرد و دوست
که این عیب من گفت، یار من اوست
هوش مصنوعی: چهره زیبا را به هم نشینی با دوستش دعوت کرد و گفت که اگر این عیب من را بیان کند، او یار من است.
به نزد من آن کس نکوخواه توست
که گوید فلان خار در راه توست
هوش مصنوعی: کسی که خواسته تو را بخواهد و نگران تو باشد، همان است که به تو میگوید چه موانعی در مسیرت وجود دارد.
به گمراه گفتن نکو میروی
جفایی تمام است و جوری قوی
هوش مصنوعی: گفتن اینکه تو به سمت نادرست حرکت میکنی، بیانصافی سه گانه و بسیار قوی است.
هر آن گه که عیبت نگویند پیش
هنر دانی از جاهلی عیب خویش
هوش مصنوعی: هر زمانی که عیب تو را پشت سر نگویند، هنر و دانشی از خود نشان بده که از جهل خودت مطلع شوی.
مگو شهد شیرین شکر فایق است
کسی را که سقمونیا لایق است
هوش مصنوعی: به کسی که به طعم تلخ دارویی مثل سقمونیا عادت کرده، نگو که شیرینی شکر بهتر است.
چه خوش گفت یک روز دارو فروش:
شفا بایدت داروی تلخ نوش
هوش مصنوعی: یک روز داروساز به طور زیبا گفت که برای بهبودی، باید داروی تلخ را بنوشی.
اگر شربتی بایدت سودمند
ز سعدی ستان تلخ داروی پند
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از سعدی چیزی خوشمزه و مفید بگیری، باید تلخی و تلخکامی را بپذیری تا از پند و نصیحت بهرهمند شوی.
به پرویزن معرفت بیخته
به شهد ظرافت برآمیخته
هوش مصنوعی: معرفت پرویزان به مانند شربتی شیرین و لطیف است که با ظرافت ترکیب شده و به دل مینشیند.