برگردان به زبان ساده
چو الب ارسلان جان به جانبخش داد
پسر تاج شاهی به سر برنهاد
هوش مصنوعی: وقتی الب ارسلان جانش را به جانبخش تقدیم کرد، پسرش تاج شاهی را بر سر نهاد.
به تربت سپردندش از تاجگاه
نه جای نشستن بد آماجگاه
هوش مصنوعی: او را به خاک سپردند در حالی که از مقام و جایگاهش دور شده و هیچ جایی برای نشستن نداشت.
چنین گفت دیوانهای هوشیار
چو دیدش پسر روز دیگر سوار
هوش مصنوعی: دیوانهای که در حال حاضر به خوبی میاندیشد، هنگامی که فرزندش را روز بعد بر اسب سوار دید، چیزی به او گفت.
زهی ملک و دوران سر در نشیب
پدر رفت و پای پسر در رکیب
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف وضع و سرنوشت یک خانواده میپردازد. در آن، دبیر به افت و خیزهایی اشاره میکند که میان نسلهای گذشته و حال وجود دارد. پدر در اوج قدرت و عظمت بوده، در حالی که پسر به نوعی در شرایط دشواری قرار دارد. این نشاندهنده تفاوتها و تغییرات در مقام و موقعیت اعضای خانواده در طول زمان است.
چنین است گردیدن روزگار
سبک سیر و بدعهد و ناپایدار
هوش مصنوعی: روزگار با سرعتی سبک و بیثبات میچرخد و به خاطر بیوفاییاش پایدار نیست.
چو دیرینه روزی سرآورد عهد
جوان دولتی سر برآرد ز مهد
هوش مصنوعی: وقتی که روزگار قدیم به پایان میرسد و جوانی به دوران شکوفایی و قدرت میرسد، سرنوشت جدیدی آغاز میشود.
منه بر جهان دل که بیگانهای است
چو مطرب که هر روز در خانهای است
هوش مصنوعی: دل خود را به دنیا ببند که این دنیا غریب و نا آشناست، مانند نوازندهای که هر روز در خانهای متفاوت است و هیچ کجا نمیماند.
نه لایق بود عیش با دلبری
که هر بامدادش بود شوهری
هوش مصنوعی: هیچکس لایق شادی و خوشی در کنار دلبری نیست که هر صبح شوهرش کنارش باشد.
نکویی کن امسال چون ده تو راست
که سال دگر دیگری دهخداست
هوش مصنوعی: امسال کار خوب و نیک انجام بده، زیرا سال آینده ممکن است وضعیت متفاوتی پیش بیاید و دیگر فرصتی برای این کارها نداشته باشی.