برگردان به زبان ساده
ای جوادی که کوه و دریا را
باعطای تو ملک و مال نماند
هوش مصنوعی: ای جواد و بخشنده! طوری بخشش کردهای که نه کوه باقی مانده و نه دریا، و همه چیز در اختیار توست.
شکر انعام تو به جان گویم
که زبان را در او مجال نماند
هوش مصنوعی: من سپاسگزاری و قدردانی بینهایت خود را از نعمتها و لطف تو به زبان میآورم، چرا که کلمات در بیان این همه شکرگزاری ناتوانند و از قدرت بیان فراتر رفتهاند.
آن درختی است بر تو که ازو
باغ امید بی نهال نماند
هوش مصنوعی: این درختی است که بر تو سایه افکنده و از آن، باغ امیدی بدون هیچ نهالی باقی نمیماند.
وان درختی است رای تو که بدو
قرص خورشید بی همال نماند
هوش مصنوعی: این درختی است که به خاطر تو زیبایی و نور خورشید را به خود جذب کرده و هیچ چیز دیگر نمیتواند با آن مقایسه شود.
آز چندان سؤال کرد از تو
که به سیرتش در سؤال نماند
هوش مصنوعی: او به قدری از تو سوال کرده که دیگر هیچ چیزی از سرشت و ویژگیهایش باقی نمانده است.
بخل چندان دوال خورد از تو
که به پهلوش بر دوال نماند
هوش مصنوعی: بخل تو آنقدر زیاد است که دیگر حتی جایی به پهلویش برای استراحت باقی نمانده است.
دیو امساک را که طبع تو دید
اندر امساک قیل و قال نماند
هوش مصنوعی: وقتی که روح تو دیو خساست و بخل را مشاهده کرد، دیگر جایی برای بحث و جدل دربارهی امساک باقی نمیماند.
هبه ایزدی از آن او را
با تو اندر هبت جدال نماند
هوش مصنوعی: هدیهای از جانب خداوند به او داده شده که به خاطر آن دیگر نیازی به جدال و争 ندارید.
تا بماند فلک به مان که در او
نجم عمر تو را وبال نماند
هوش مصنوعی: به این معناست که هنگامی که آسمان بر ما باقی بماند و ستارههای عمر تو بال و پر نگیرند، به عبارتی تو در شرایطی قرار خواهی گرفت که عمرت به درستی سپری شود و مشکلی برایت ایجاد نکند.