برگردان به زبان ساده
به گردون نور اختر می فرستم
به دریا در و عنبر می فرستم
هوش مصنوعی: به آسمان نور ستارهای میفرستم و به دریا بوی خوش عطر و دارو میفرستم.
به فردوس برین سرو و صنوبر
بر طوبی بنوبر می فرستم
هوش مصنوعی: من درختان سرو و صنوبر را به بهشت و درخت طوبی میفرستم.
به بزم حور کانجا روح ساقی است
به تحفه شاخ عبهر می فرستم
هوش مصنوعی: در دیدار با حوران، جایی که روح سرور و شادی وجود دارد، من هدیهای از شاخی میفرستم که نشانگر زیبایی و خوشی است.
به خوزستان ز نادانی و شوخی
متاع قند و شکر می فرستم
هوش مصنوعی: به خاطر بیخودی و شوخی، پیشنهاد میکنم که قند و شکر را به خوزستان بفرستم.
چه می گویم خلاب پارگینی است
که سوی آب کوثر می فرستم
هوش مصنوعی: من هر چه بگویم، مانند یک جویبار کوچک است که به سمت آب زلال و گوارای کوثر روانه میشود.
غلط گفتم ز ذره کمتر است این
که زی خورشید انور می فرستم
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم، این که من از ذره کمتر است، آن چیزی است که به سوی خورشید روشن میفرستم.
سوی یاقوت و لعل از ریش گاوی
فروغ مهره خر می فرستم
هوش مصنوعی: من از نور و درخشش جواهراتی مانند یاقوت و لعل، به دلیل وجود زشتیها و ناپاکیها ریش گاو را به یاد میآورم.
چو موسی طالب خضرم وگرنه
چرا قطره به اخضر می فرستم
هوش مصنوعی: شاید من به دنبال دانش و wisdom مانند موسی هستم، وگرنه چرا باید قطرهای از دانش را به سمت جایی که سبز و پر از زندگی است بفرستم؟
از این قلب تبهره درهمی چند
به سوی درهمی چر می فرستم
هوش مصنوعی: از این قلب که در آن اندوه و پریشانی وجود دارد، چند درهم را به سوی درهمی دیگری میفرستم.
نه بی شرمی است گر نه ذره خاک
چرا زی مشک اذفر می فرستم
هوش مصنوعی: اگر از ذرهای خاک بپرسید که چرا به عطر مشک میافزاید، این بیشرمی نیست.
نه خود را می نهم خوارانه خاری
چرا زی ورد احمر می فرستم
هوش مصنوعی: من خود را خوار و ذلیل نمیکنم و به همین خاطر در برابر مشکل و سختی، با قدرت و اراده مقاومت میکنم.
فراهم کرده ای را مفلسانه
بر طبع توانگر می فرستم
هوش مصنوعی: تو با دست خود، به طرز سادهای، چیزی را آماده کردهای و آن را به کسی میفرستی که از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارد.
هنرمندا به تحفه پیش خدمت
سخنهای مبتر می فرستم
هوش مصنوعی: من به هنرمندان هدیههایی از کلام زیبا و مفهومی ارسال میکنم که میتواند به عنوان تحفهای از طرف پیش خدمت باشد.
هزاران کاروان شوق هر دم
پیاپی همچو شکر می فرستم
هوش مصنوعی: هر لحظه هزاران کاروان از شوق و اشتیاق در دلم در حال حرکتند و من این حس خوشایند را مانند شکر به دیگران میفرستم.
اگر بادی وزد در صحبت او
دو صد آه معنبر می فرستم
هوش مصنوعی: اگر بادی در کنار او بوزد، من چه بسیار sigh و نالههای پرمعنا به او ارسال میکنم.
سخن نزدت فرستادم بهر حال
قران هم زی پیمبر می فرستم
هوش مصنوعی: من پیامی برای تو فرستادم و در هر صورت، قرآن را نیز به پیامبر میفرستم.
عروس نظم باری بکر بودی
که نزد چون تو شوهر می فرستم
هوش مصنوعی: عروس زیبای نظم همچون دختری باکره است که من او را به تو که شایستهای، میسپارم.
به چونین حضرتی چونین سخنها
اگر چه نیست در خور می فرستم
هوش مصنوعی: با اینکه چنین سخنانی در شأن مقام و جایگاه او نیست، اما من این مطالب را با کمال احترام ارائه میکنم.
چو نظمی نیستم شایسته تو
سخن زین روی ابتر می فرستم
هوش مصنوعی: من به دلیل اینکه توانایی و ظرافتی در نظم و بیان مناسب ندارم، سخنی که برایت میفرستم ناقص و ناقصالخلقه خواهد بود.