برگردان به زبان ساده
زهی دست وزارت از تو با زور
ندیده چشم گیتی چون تو دستور
هوش مصنوعی: دست تو در وزارت بسیار توانا و قدرتمند است و مانند تو هیچکس نمیتواند بر سرنوشت جهان تأثیر بگذارد.
ربیب الدین و دولت ای ز رایت
گرفته دین و دولت حظ موفور
هوش مصنوعی: ای فرزند دین و دولت، تو که از پرچم دین و دولت بهرهای فراوان داری.
به تو بنیاد دولت سقف مرفوع
ز تو صدر وزارت بیت معمور
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو اساس و پایهی قدرت و موفقیت هستی، تو موجب بلندی و عظمت مقامها و تأثیرگذاریها هستی و همچنین به رونق و آبادانی محیطهای اجتماعی و سیاسی کمک میکنی.
ز عدلت لشکر بیداد مخذول
ز حکمت رایت اقبال منصور
هوش مصنوعی: از عدالت تو، سپاه ظلم و ستم شکست خورده است و از حکمت تو، پرچم پیروزی برافراشته شده است.
به دیده خاطرت امروز رازی
که اندر پرده فرداست مستور
هوش مصنوعی: امروز در خاطر تو رازی وجود دارد که مانند پردهای بر آینده پنهان است.
همی تابد ز نور روی و رایت
جهان ملک را نور علی نور
هوش مصنوعی: نور روی و پرچم او همچون نوری درخشنده، تمام جهان پادشاهی را روشن کرده است.
ز تو دست وزارت آن شرف یافت
که موسی کلیم از ذروه طور
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مقام و منزلت وزیری که از تو نشات میگیرد، به اندازهای بزرگ و رفیع است که شرافت و عظمت آن با جایگاه موسی کلیم در کوه طور قابل مقایسه است. در واقع اشاره دارد به ارزش و اهمیت این مقام و شخصیت.
نه در خوابی است بخت حاسد تو
که بیدارش کند جز نفخه صور
هوش مصنوعی: بخت بدخواه تو در خواب نیست و هیچ چیزی جز صدا و نشانهی بزرگ نمیتواند آن را بیدار کند.
به توقیعت چو شد منشور مطوی
همانگه شد لوای حمد منشور
هوش مصنوعی: وقتی که فرمان تو صادر شد و نوشتهات آماده گردید، بلافاصله پرچم ستایش و سپاس به اهتزاز درآمد.
ز توقیع همایون تو گردد
چو از لاحول دیو فتنه مدحور
هوش مصنوعی: زمانی که اوامر و نشانههای بزرگ تو تحقق یابد، دیو فتنه و مشکلات از بین خواهد رفت و زندگی به آرامش خواهد رسید.
ز عهدی کز تحکم بر قلم داشت
نفاذ تیغ یازان گشت مغرور
هوش مصنوعی: از زمانی که قدرت و سلطه بر نوشتن داشت، مانند شمشیری که بر روی رقیبان فرود میآید، به خود مغروری دست پیدا کرد.
ندیدم عهد میمونت که در وی
قلم را تیغ شد منهی و مأمور
هوش مصنوعی: من هرگز شاهد نبودم که پیمان خوشبختی تو به گونهای باشد که در آن قلم بر روی خطاها بُرَد و انسان را از انجام کارهای نادرست بازدارد.
چو آید در لطافت ذوق طبعت
نماید نوش نحل از نیش زنبور
هوش مصنوعی: وقتی احساس لطافت و زیبایی به تو دست میدهد، شیرینی زندگی مانند عسل به دست آمده از نیش زنبور به چشمت میآید.
چو گردد رایت رای تو مرفوع
شود خیل عدو مکسور و مجرور
هوش مصنوعی: هرگاه پرچم تو بلند شود و در اوج قرار گیرد، دستههای دشمن شکستخورده و ذلیل خواهند شد.
ترا زان دولت و عمر است ممدود
که داری همتی بر عدل مقصور
هوش مصنوعی: از برکت و الطاف دوران و زندگی، بهرهمند شدهای و این به خاطر این است که همت و ارادهات بر اساس عدل و انصاف استوار است.
سخا وجود گنجی دان که امروز
دل و دستت بدان گنج است گنجور
هوش مصنوعی: سخاوت را گنجی بدان که امروز قلب و دستانت به آن گنج تعلق دارد.
اگر صاحب ابوالقاسم در آن عهد
برادی و کفایت بود مشهور
هوش مصنوعی: اگر ابوالقاسم در آن زمان زنده و توانمند بود، حتماً مشهور و معروف میشد.
ربیب الدین ابوالقاسم در این عهد
توئی مانند او مشهور و مذکور
هوش مصنوعی: در این زمان، تو همچون ابوالقاسم، معروف و قابل توجه هستی.
نه چندانت مکارم جمع شدکان
به آسانی بود معدود و محصور
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فضیلتها و خوبیها به راحتی جمع نمیشوند و تعدادشان محدود و مشخص است. به عبارت دیگر، برای دستیابی به ویژگیهای نیکو باید تلاش و زحمت کشید و نمیتوان به سادگی به آنها دست یافت.
چه مرد باشق و باز است تیهو
چه هم ناورد شاهین است عصفور
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به تفاوتهای میان دو پرنده اشاره میکند. یکی از آنها، با وجود ظاهر معمولیاش، قدرت و شجاعت زیادی دارد، در حالی که دیگری، که به نظر میآید قویتر و بزرگتر باشد، شاید در عمل ضعیفتر باشد. به نوعی، این عبارت به مقایسه و تضاد میان قدرت ظاهری و باطنی میپردازد.
تو فردی در کفایت ور کسی را
همی گویند آن قولی بود زور
هوش مصنوعی: تو فردی هستی که در کارها مهارت داری، و این ویژگی باعث میشود که دیگران به تو احترام بگذارند و بگویند که قدرت و توانایی بالایی داری.
بران کافی نباشد اعتمادی
بسی باشد سیه را نام کافور
هوش مصنوعی: اعتماد و اطمینان کافی نیست، چون هر چیز سیاهی را با نام کافور نمیتوان شفاف کرد.
منم عالی جنابت را دعاگو
گر از نزدیک نتوانم هم از دور
هوش مصنوعی: من دعاگوی شما هستم، حتی اگر نتوانم از نزدیک در کنار شما باشم، از دور هم برایتان آرزوی خیر میکنم.
بران منگر که از نور جمالت
به کنجی مانده ام ممنوع و مهجور
هوش مصنوعی: به من ننگر که از زیبایی تو در گوشهای قرنطینه شدهام و از دنیا دور ماندهام.
ببین کاندر دعای دولت تو
سخن می پرورم منظوم و منثور
هوش مصنوعی: ببین که در دعای موفقیت تو، من به خیال و اندیشه سخن میسازم، چه به صورت شعر و چه به صورت نثر.
دعا نیکوترین چیزی است کان را
شمارد مرد عاقل گنج مذخور
هوش مصنوعی: دعای خوب و مثبت ارزشمندترین چیزی است که یک انسان عاقل و فرزانه میتواند آن را از گنجهای پنهان به حساب آورد.
مبارک دان دعای گوشه گیران
به روز روشن و شبهای دیجور
هوش مصنوعی: دعای کسانی که در تنهایی و در حاشیه زندگی میکنند، در روزهای روشن و شبهای تاریک، برای آنها خوشیمن و خوشحالت است.
همیشه تا کریمان را به گیتی
بماند نام باقی سعی مشکور
هوش مصنوعی: همیشه دوستان و بزرگان نیکوکار در دنیا مشهور و مورد احترام خواهند بود.
مقدم باد بر هم نام نامت
چو قرآن بر همه مسموع و مأثور
هوش مصنوعی: نام تو بر همگان پیشروست، چون قرآن که همواره مورد شنیده و نقل است.
همیشه دوستانت شاد و خرم
همیشه دشمنان مخذول و مقهور
هوش مصنوعی: دوستانت همیشه شاد و خوشحال باشند و دشمنانت همیشه شکستخورده و ناتوان.