برگردان به زبان ساده
شه باز به حضرت رسید هین
یکران مرا برنهید زین
هوش مصنوعی: شاه به درگاه فرمان داد که آنچه را در دل دارم، برآورید و از این مشکلات رهایم کنید.
تا خوی کند از شرم او زمان
چون طی کنم از نعل او زمین
هوش مصنوعی: زمانی که از شرم او خوی میکشم، مثل اینکه زمین را از نعل او عبور میکنم.
آباد بر این چرخ تیز گرد
از نور سراپای او عجین
هوش مصنوعی: زمین زیبا و پررنگ و نقش است، که به واسطهی نور وجود او در تمام جوانبش آغشته و پر شده است.
هم زور چون شیرانش بر کتف
هم موی چون گورانش بر سرین
هوش مصنوعی: این جمله به قدرت و شجاعت شخصی اشاره دارد که به اندازهی شیر قوی است و همچنین به زیبایی و جذابیت او که همچون موی گورانها، چشمنواز و گیراست. شخصیت توصیف شده به خاطر قدرت بدنی و ظاهری جذاب، مورد توجه قرار میگیرد.
گر نیزه گذارد شهاب او
دیوی فکند لعب او لعین
هوش مصنوعی: اگر ستارهی درخشان نیزهاش را بیندازد، دیو شوم او در دام شیطنتش گرفتار خواهد شد.
ور حمله پذیرد سوار او
حصنی بودش پشت او حصین
هوش مصنوعی: اگر سوار بر او حمله کند، پشتش مانند دژی مستحکم خواهد بود.
کرد آخر او هر نفس هزار
بر صورت او خواند آفرین
هوش مصنوعی: در هر لحظه، او با تمام وجود از زیبایی و魅بت او ستایش میکند و هزاران بار بر چهرهاش تحسین میفرستد.
گر میل به جرمش به حق کند
یعنی عوض کهرباست این
هوش مصنوعی: اگر تمایلش به گناه و خطا باشد، در واقع عوض آن، ارزش و حقیقتی در خور دارد.
پروانه که در جلوه بیندش
با پیرهن شمعی و سمین
هوش مصنوعی: پروانهای که زیبایی شمع را ببیند و با لباس زرد و درخشانش جلب توجه کند.
لبیک زند گوید ای فلک
جان بازی من بین و شمع بین
هوش مصنوعی: ای آسمان، به ندای من پاسخ بده و به تماشای جان بازی من و شعلهی جانفزای شمع بنشین.
ای باد هوا ای براق جم
ای قاصد روم و رسول چین
هوش مصنوعی: ای باد ملایم، ای پیکهی سرعت و فرشتۀ پیامآور از روم و چین، تویی که حامل اخبار و رسالتها هستی.
یکران من اندر سبق مگر
چین حسدت بست بر جبین
هوش مصنوعی: در دل خود غمی دارم که آیا بر کران زندگیام، حسادت تو جایگاهی یافته است؟
کز منظر او در گذر همی
بر آب نشانی خطوک چین
هوش مصنوعی: از دید او، حتی بر آب نیز نشانی از خط و خال چین وجود دارد.
ایزد نه به از به بیافرید
از رشک چرائی دژم چنین
هوش مصنوعی: خداوند بهتر از آن نیست که از حسادت و کینه خلق کند، پس چرا چنین حالتی در دل این موجودات وجود دارد؟
در خاک مکش خویشتن به خشم
بر سنگ مزن خویشتن بکین
هوش مصنوعی: خودت را در غم و اندوه دفن نکن و به خشم، به خودت آسیب نرسان.
خواهی که بیکران من رسی
بر سایه یکران من نشین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دنیای بیپایان من دسترسی پیدا کنی، باید در سایه آرامش و سکون من قرار بگیری.
تا شاد فرود آردت چو من
بر درگه سلطان داد و دین
هوش مصنوعی: چنانچه تو نیز مانند من با شادی و خوشحالی به درگاه پادشاهی و دیانت بروی و فرود آیی.
بوسعد سلیمان روزگار
مسعود فریدون آ بین
هوش مصنوعی: به سعد سلیمان توجه کن، در روزهای خوبی که فریدون و مسعود در آن میزیستند.
آن شاه که چشم فلک ندید
در خاتم شاهی چنو نگین
هوش مصنوعی: شاهی که هیچگاه مانند او را آسمان ندیده است، مانند نگینی در انگشتری سلطنتی میدرخشد.
وآن شیر که شمشیر حق نیافت
در مالش باطل چنو معین
هوش مصنوعی: شیر که به حق خود، چیزی از مال و سلطهاش را به دست نیاورد، در واقع در آن مال، باطل و نادرستی را مییابد که به او کمک نمیکند.
راحت ز درد عدل او به ملک
چون بوی درآمد به یاسمین
هوش مصنوعی: با آرامش از رنجهای ناشی از عدالت او، همچون بویی که از یاسمن در فضا پخش میشود، در ملک و سرزمینش ظاهر میشود.
فترت بتف باس او ز شرع
چون موم جدا شد ز انگبین
هوش مصنوعی: آنگاه که او از همه چیز بیخبر شد، مانند موم که از عسل جدا میشود، از دین و دستورات شریعت دور افتاد.
صیت ملک و ذکر جم شنو
این صوت زئیر آمد آن طنین
هوش مصنوعی: نام و آوازهی پادشاه و یاد جم را بشنو؛ این صدا همانند زوزهای رعدآسا و پرطنین است.
عرض شه و جرم فلک نگر
این نفس نفیس آمد آن مهین
هوش مصنوعی: به زیبایی و شکوه آسمان و بزرگی جهان توجه کن، که این نفس با ارزش و گرانبها در این دنیا آمده است.
یک پنجه نیارد برون فلک
چون پنجه رادیش ز آستین
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند رادیش نمیتواند بر اوضاع و شرایط سخت تسلط یابد و بر گردونهٔ سرنوشت چیره شود.
با همت او آشنا شود
پیش از حرکت قالب جنین
هوش مصنوعی: با تلاش و اراده او، پیش از اینکه شکل بگیرد و به دنیا بیاید، آشنا خواهد شد.
عزمش که بتابد به کف کند
ملکی و نباشد بدان ضنین
هوش مصنوعی: وقتی ارادهاش به میدان بیاید، میتواند قدرت و سلطنتی را به دست آورد و در این مسیر تردید نخواهد کرد.
رمحش که بیازد فرو خورد
خلقی و نگردد بدان به طین
هوش مصنوعی: وقتی او با زیبایی و جاذبهاش به زمین میآید، افرادی فریبخورده و شگفتزده میشوند، اما هیچکس به رنج و خاکی بودن خود توجه نمیکند.
بیلک به کمانش به جان خصم
چون . . .ـین
هوش مصنوعی: بیلک با کمان خود به جان دشمن میزند.
شعله ز حسامش در آب غرق
چون برق بایما دهد دفین
هوش مصنوعی: شعلهای که از شمشیر حسام برمیخیزد، مانند برقی در آب غرق شده و گنجینهای را نمایان میکند.
شاها ملکا از گمان تو
رخشنده بود گوهر یقین
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به خاطر اینکه تو را در ذهن خود دارم، به یقین درخشان و ارزشمند به نظر میرسی.
در خلد با عزاز پرورد
تکبیر غزات تو حور عین
هوش مصنوعی: در بهشت با نعمتها و زیباییهای فاخر، با آرامش و شگفتی، تو به حورهای بهشتی و زیباییهای آنها مینگری.
هر قول نه قولی است چون بیانت
آحاد . . .ـین
هوش مصنوعی: هر حرفی که میزنی به اندازهای ارزشمند است که از دیدگاههای متنوعی قابل بررسی و تحلیل است.
هر بحر نه بحری است چون ذلت
قیفال . . . از وتین
هوش مصنوعی: هر دریایی مانند دریای ذلت و حقارت نیست.
تا طعمه بازان شود تذرو
تا سکنه شیران بود عرین
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانههای طعمه و شکار برای شکارچیان وجود دارد، یا مکانی امن برای زندگی شیران فراهم است.
باد اختر سلطان تو مضئی
باد آیت برهان تو مبین
هوش مصنوعی: نسیم خوشی که از سمت تو میوزد، نشانهای است از سلطنت و عظمت تو، و روشنیبخش دلیل و برهان توست.
با دولت تو ناصحت رفیق
با طالع تو مادحت قرین
هوش مصنوعی: با محبت و کامیابی تو، نصیحت کنندهام همراه است و با خوش شانسی تو، ستایشام همیشه با توست.
بر درگه حق شأن تو بزرگ
در نصرت دین رأی تو رزین
هوش مصنوعی: در درگاه خداوند، مقام و جایگاه تو با ارزش است و در حمایت از دین، نظر و رأی تو ارزشی بزرگ دارد.