برگردان به زبان ساده
بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
یادِ یارِ مهربان آیَد هَمی
بوی جوی مولیان به مشام میرسد و یاد همدم مهربان به ذهن میآید.
ریگِ آموی و دُرشتیهای او
زیر پایم پَرنیان آیَد هَمی
ریگ رود آموی و سختی آن ریگها، در زیر پایم همچون حریر و ابریشم خواهد بود. (افراد پیاده برای گذشتن از رود معمولا کفشهای خود را بیرون میآوردهاند؛ در این بیت شاعر، لحظه عبور از رود آموی را تصویر کرده است که گذرندگان، ریگهای کف رودخانه را با پای برهنه لمس میکنند)
آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست
خِنگِ ما را تا میان آیَد هَمی
آب رود جیحون از شوق دیدن معشوق، تا کمر اسپ ما بالا میآید.
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زیْ تو شادمان آیَد هَمی
ای بخارا! شاد باش و به زندگی ادامه بده، زیرا امیر، شادمان سوی تو میآید.
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سویِ آسمان آیَد هَمی
امیر مانند ماه است و بخارا نیز چون آسمان، پس همانطور که ماه به آسمان میآید امیر نیز سوی بخارا خواهد شد.
میر سَرو است و بخارا بوستان
سَرو سوی بوستان آیَد هَمی
امیر مانند سرو است و نیز بخارا مثل بوستان، پس همانطور که سرو به بوستان میآید امیر نیز سوی بخارا خواهد شد.
آفرین و مَدح سود آیَد هَمی
گر به گنج اندر زیان آیَد هَمی
تحسین و ستایش مفید است، حتی اگر به زیانی برای خزانه تبدیل شود.