برگردان به زبان ساده
ای آن که غمگنی و سزاواری
وندر نهان سرشک همی باری
ای کسی که غمگین و در عین حال، شایستهای! و در خفا اشک میریزی.
از بهر آن کجا ببرم نامش
ترسم ز بخت انده و دشواری
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه بخواهم نام او را بر زبان بیاورم، از آیندهای پر از غم و مشکلات میترسم.
رفت آن که رفت و آمد آنک آمد
بود آن که بود، خیره چه غمداری؟
هوش مصنوعی: آن که رفت، دیگر برنگشته و آن که قرار بود بیاید، آمده است. در این بین، تو چرا به غم و اندوه خود ادامه میدهی؟
هموار کرد خواهی گیتی را؟
گیتیست، کی پذیرد همواری
هوش مصنوعی: آیا میخواهی دنیا را هموار و راحت کنی؟ اما دنیا طبیعت خود را دارد و هرگز چنین تغییری را نمیپذیرد.
مُستی مکن، که ننگرد او مُستی
زاری مکن، که نشنود او زاری
هوش مصنوعی: مست نشو، زیرا او به مستی تو توجهی ندارد. زاری نکن، چرا که او صدای زاری تو را نمیشنود.
شو، تا قیامت آید، زاری کن
کی رفته را به زاری باز آری؟
هوش مصنوعی: زاری و ناله کن تا روز قیامت، اما آیا با زاری تو کسی که رفته است، بازمیگردد؟
آزار بیش بینی زین گردون
گر تو به هر بهانه بیازاری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به هر دلیلی دیگران را آزار دهی، باید بدانی که خودت نیز از این دنیای پر از آزردگی آسیب میبینی.
گویی گماشتهست بلایی او
بر هر که تو بر او دل بگماری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او بر هر کسی که تو به او علاقهمندی، بلا و مصیبتهایی را گماشته است.
ابری پدید نی و کسوفی نی
بگرفت ماه و گشت جهان تاری
هوش مصنوعی: ابر و کسوفی در کار نیست و ماه در سایه نرفته است، اما با این حال دنیا به تاریکی گراییده است.
فرمان کنی و یا نکنی، ترسم
بر خویشتن ظفر ندهی باری!
هوش مصنوعی: هرچند که تو دستور بدهی یا ندهی، من نگرانم که به خودم اجازه پیروزی ندهم!
تا بشکنی سپاه غمان بر دل
آن به که می بیاری و بگساری
هوش مصنوعی: برای اینکه قلبت از غم و اندوه خالی شود، بهتر است آن را با شادی و خوشحالی پر کنی و از غمها رها کنی.
اندر بلای سخت پدید آید
فضل و بزرگمردی و سالاری
هوش مصنوعی: در مقابل مشکلات و چالشهای سخت، فضیلت، انسانیت و رهبری واقعی ظهور میکند.