برگردان به زبان ساده
از وارستگانِ قلمرو وجود و نظارگیان جمال شهود. فاضلی آزاده و حکیمی افتاده. پیوسته صایم با ذکر دایم به طاعات شرعیه قایم. به نان جوین ساخته. دل از ماسوی پرداخته. صاحب غرضانش متهم کردند و به کفر و زندقهاش نسبت دادند. وی به مضمون لاتُلْقُوا بِأَیْدِیْکُمْإلَی التَّهْلُکَةِ به هندوستان رفت. در بندر سورت توقف نمود. گویند روزی گفت که از جهان سیر و از زندگی خود دلگیر شدهام و به فاصلهٔ یک دو روز بی مرضی به رحمت حق پیوست و از دست طعن خلق رست. از اوست:
هوش مصنوعی: این متن به شخصیتی اشاره دارد که از دنیای مادی رها شده و در جستجوی کمال و زیباییهای معنوی است. او فردی آزاداندیش و حکیم است که با روزهداری و یاد خدا همواره در حال عبادت و خدمت به اصول شرعیه است. او زندگی سادهای دارد و از لذتهای دنیوی فاصله گرفته است. برخی افراد او را متهم به کفر کردهاند، اما او با آگاهی به انتخابهای خود از خطرات فاصله میگیرد و برای آرامش به هندوستان سفر میکند. در بندر سورت، او از ناامیدی از زندگیاش و سرخوردگی نسبت به دنیای پیرامونش سخن میگوید و در نهایت بدون بیماری به رحمت حق میپیوندد و از آزار و تحقیر دیگران رهایی مییابد.
ز مرده کودکِ بیدل چنان نمیترسد
که من ز دیدن این زندگان هراسانم
هوش مصنوعی: من از دیدن این افراد زنده به شدت میترسم، در حالی که حتی کودک بیدل، از مردن نمیترسد.
هر که آمد نظری کرد و خریدار نشد
گویی آیینهٔ آویخته در بازارم
هوش مصنوعی: هر کسی که به من نگاه کرد و تمایلی به خریدن نداشت، انگار من فقط یک آیینهام که در بازار آویزان شده.
این عمر به باد نوبهاران ماند
وین عیش به سیل کوهساران ماند
هوش مصنوعی: این عمر ما مثل بهارها به هدر رفت و این لذتها مانند سیلهایی که از کوهها میگذرد، بیفایده و زودگذر باقی ماند.
زنهار چنان بزی که بعد از مردن
انگشت گزیدنی به یاران ماند
هوش مصنوعی: مراقب باش که به گونهای زندگی کنی که پس از مرگ، یاد تو و خاطراتت در دل دوستان باقی بماند و آنها دلتنگی کنند.