برگردان به زبان ساده
قاسم نام داشته و به علوم غریبه رایت شهرت افراشته. علما او را به کفر و زندقه متهم کردند و به سلطان عصر، شاه طهماسب ماضی صفوی عرض نموده. در سنهٔ ۹۳۲ به دیدهٔ جهان بینش میل کشیدند. بالاخره عوام در شیراز هجوم کرده، شهیدش کردند. در اعداد و اسرار نقطهای بی نظیر بود و رسالهٔ ذکر و فکر و جواب «مرآت الصفا» تصنیف نموده. شهادتش در سنهٔ ۹۹۹ و این اشعار تیّمناً و تبرّکاً از نتایج طبعش قلمی شد:
هوش مصنوعی: قاسم شخصیتی مطرح در زمینه علوم غریبه بود که شهرت زیادی در این زمینه کسب کرده بود. دانشمندان او را به کفر و انحراف متهم کردند و این موضوع را به شاه طهماسب صفوی گزارش دادند. او در سال 932 هجری قمری از دنیا رفت. در نهایت، توده مردم در شیراز به او حمله کردند و او را کشتند. قاسم در علم اعداد و اسرار بسیار برجسته بود و آثاری از جمله «مرآت الصفا» را نگاشت. او در سال 999 هجری قمری به شهادت رسید و آثاری نیز از خود به جا گذاشت.
نقص اگر دید ابوجهل نبود آن ز نبی
عکس خود بود که در آینهٔ احمد دید
هوش مصنوعی: اگر ابوجهل در پیامبر نقصی میدید، این نقص از خود او بود. چون او در واقع، تصویر خود را در آینهٔ وجود احمد میدید.
کاملان بهر محیطاند و سگان جهالند
کی شود بحر محیط از دهن کلب پلید
هوش مصنوعی: کاملان درک و شعور دارند و افرادی که ناداناند مانند سگها هستند. آیا ممکن است دریاهای عمیق و وسیع از دهان یک سگ ناپاک به وجود بیایند؟
چون به فضل ایزد بی چون به حق بینا شدم
آگه از کنهِ رموزِ عَلَّمَ الأَسْما شدم
هوش مصنوعی: زمانی که به برکت خداوند، بدون هیچ کم و کاستی بینا شدم، از رازهای عمیق علم و دانایى آگاه شدم.
بر براق تن چو بر معراج جان کردم عروج
عارفِ اسرار سُبْحانَ الذی اَسْری شدم
هوش مصنوعی: با وجود بدن مانند اسبی سریع، به سوی جهانی بالاتر پرواز کردم، همچون عارفی که به دانستن رازهای الهي نائل میشود و در سفر روحانیام به مقامات عالی رسیدم.
جبرئیل نطق چون از عرشِ دل آورد وحی
واقف کیفیت اسرار ما اوحی شدم
هوش مصنوعی: زمانی که جبرئیل از عرش دل وحی را به زبان آورد، او به خوبی از کیفیت اسرار ما آگاه بود و این آگاهی را به ما منتقل کرد.
چشم ظاهر چون ببستم چشم باطن باز شد
شاهبازِ عرشِ پروازِ فلک پیما شدم
هوش مصنوعی: وقتی چشمان ظاهریام را بستم، چشمان باطنیام گشوده شد و به پرندهای بزرگ و بلندپرواز شدم که از عرش آسمان به پرواز در میآید.
طعن بی چشمی مزن بر امری ای دشمن که من
چشم خود در راه حق دادم به حق بینا شدم
هوش مصنوعی: ای دشمن، به خاطر نداشتن بصیرت خود، بر حکمی نقد نکن. چون من جانم را در راه حق فدای آن کردم و به واقعیات درست و بینایی دست یافتم.
شاها ز لباس نور عورم کردی
وز درگه خود به جور دورم کردی
هوش مصنوعی: ای شاه، تو مرا از لباس نورانی خود عریان کردی و با بیعدالتی، مرا از درگاه خود دور ساختی.
سی سال همی مدح تو گفتم شب و روز
این جایزهام بود که کورم کردی
هوش مصنوعی: مدت سی سال هر شب و روز درباره تو سخن گفتم و این پاداش من بود که چشمانم را از من گرفتی.
اسرار حقیقت ز دل دانا پرس
ای طالبِ حقّ نشان حقِ از ما پرس
هوش مصنوعی: ای جویای حقیقت، رازهای عمیق را از دل دانا بپرس و نشانههای حق را از ما بگیر.
چون وعدهٔ جمله را به فردا دادند
فردا برم آ و قصّهٔ فردا پرس
هوش مصنوعی: وقتی که قول همه را به فردا سپردند، فردا میآیم و داستان فردا را میپرسم.