برگردان به زبان ساده
آن جناب از عارفین کامل و محققین واصل و به شمس الدین طغان مشهور است. شیخی صاحب کمال و فصیحی شیرین مقال. فاضلی گرانمایه و عالمی بلندپایه. از اوست:
هوش مصنوعی: او شخصی از عارفان کامل و محققان برجسته است که به نام شمس الدین طغان شناخته میشود. او شیخی با کمال و سخنوری دلنشین است و فردی با دانش و مقام بالا به شمار میرود.
ای جانِ جانِ جانها جان را به لطف جان ده
آنی که آن آنی دل را به رحمت آن ده
هوش مصنوعی: ای عزیزتر از جان، جان را با لطف خود زنده کن، آن کسی که حقیقتاً ذاتش بینظیر است، دل را نیز به رحمتش تسکین بده.
درد کمم فزون کن جانم ز عشق خون کن
هجرم ز دل برون کن در وصل خود امان ده
هوش مصنوعی: عزیزم، کمی از درد من را بیفزا، دلم را با عشق پر از خون کن. جدایی را از دل من دور کن و در هنگام وصال، به من اجازه آرامش بده.
تو مالک جهانی مولای انس و جانی
ما را ز بی نشانی از خود به خود نشان ده
هوش مصنوعی: ای سرور و مولای ما، تو صاحب و مالک همه چیز هستی. ما را از عدم و بینشانی به نشانی واضح و مخصوص خودت برسان.
در میکدهٔ عشق شرابی دگر است
در شرع محبت احتسابی دگر است
هوش مصنوعی: در میخانه عشق، شرابی تازه و متفاوت وجود دارد و در قوانین محبت، حساب و کتاب دیگری برقرار است.
مستان تو فارغند از روز حساب
زین طایفه در حشر حسابی دگر است
هوش مصنوعی: مست ها و سرمستیها از روز قیامت بیخبرند، چرا که برای این گروه در بهشت حساب و کتابی متفاوت وجود دارد.
می خورده ز خانقاه میباید رفت
بی توشه و برگ راه میباید رفت
هوش مصنوعی: برای رفتن از خانقاه باید می نوشید، اما بدون نیاز به تهیه توشه و زاد راه به سفر ادامه دادی.
آلودهٔ صد گناه میباید مرد
شرمنده و روسیاه میباید رفت
هوش مصنوعی: انسانی که به گناهان زیادی آلوده شده، باید با احساس شرمندگی و سرافکندگی از این دنیا برود.
هر نقش که بر تختهٔ هستی پیداست
آن صورت آن کس است کان نقش آراست
هوش مصنوعی: هر تصویری که در دنیا دیده میشود، نمایانگر شخصیتی است که آن تصویر را به وجود آورده است.
دریای کهن چو برزند موجی نو
موجش خوانند و در حقیقت دریاست
هوش مصنوعی: دریای قدیمی وقتی که موج جدیدی به وجود میآید، آن موج را نام جدیدی میدهند، اما در واقعیت هنوز هم همان دریا است.
از واعظ شهر کی مرا عار شود
با کفر من اسلام کجا یار شود
هوش مصنوعی: از موعظههای واعظ در شهر، برای من ننگی نیست؛ چون با کفر من، اسلام هیچ جایی برای دوستی ندارد.
گر حبل متین به گردنم درفکنند
بیم است ز کفر من که زنّار شود
هوش مصنوعی: اگر در گردنم یک طناب محکم بیاندازند، میترسم کفر من باعث شود که این طناب به یک کمربند تبدیل شود.