برگردان به زبان ساده
نامش رکن الدین محمودو مرید جناب خواجه مودود. چون از اهل سنجان مِنْتوابع خواف خراسان است از پیر طریقت خود خواجه مودود چشتی، شاه سنجان لقب یافت و به این لقب معروف شد. به هر حال از سالکین مسلک طریق و از واصلین منزل تحقیق و زبدهٔ موحدین و قُدوهٔ مجردین. طالب صحبت اولیا و راغبِ خدمت اصفیا بوده. عارفی متورع و زاهد و عاشقی متذکر و عابد. اغلب معاصرانش را با وی ارادت و از صحبتش در زمرهٔ اهل سعادت. مرقدش در قریهٔ بالچ مِنْتوابع تربت حیدریه ووفاتش در سنهٔ ۵۹۹ اتفاق افتاده و اغلب اشعارش رباعی و در رباعی گفتن ساعی بوده است:
هوش مصنوعی: او رکنالدین محمود نام دارد و مرید جناب خواجه مودود است. از سنجان، که از توابع خواف در خراسان است، به دنیا آمده و به واسطهی پیر طریقت خود، خواجه مودود چشتی، به لقب شاه سنجان شناخته شده است. او از سالکان و جستوجوگران حقیقی بوده و در زمرهی بهترین موحدین و افراد مجرد قرار دارد. خواهان همراهی با اولیا و مشتاق خدمت به پاکان بوده است. او عارفی با تقوی، زاهد و عاشقی متوجه و عابد است و بسیاری از همعصرانش به او ارادت دارند و از صحبتش بهرهمند شدهاند. آرامگاه او در قریهی بالچ، از توابع تربت حیدریه، واقع شده و او در سال ۵۹۹ هجری درگذشته است. بیشتر اشعارش در قالب رباعی است و در این زمینه بسیار تلاش کرده است.
در راه چنان رو که سلامت نکنند
با خلق چنان زی که قیامت نکنند
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی به گونهای پیش برو که مردم تو را به خطر نیاندازند و به طوری رفتار کن که در روز قیامت مورد بازخواست قرار نگیری.
در مسجد اگر روی چنان رو که ترا
در پیش نخوانند و امامت نکنند
هوش مصنوعی: اگر در مسجد بروی، همچون کسی رفتار کن که در برابرش دعا نکنند و او را به رهبری نخوانند.
مردان خدا میل به هستی نکنند
خودبینی و خویشتن پرستی نکنند
هوش مصنوعی: مردان خدا به دنبال جلب توجه و خودخواهی نیستند و در پی بزرگنمایی خود نیستند.
آنجا که مجردان حق مینوشند
خم خانه تهی کنند ومستی نکنند
هوش مصنوعی: در جایی که افرادی که به حقیقت نامحدود پی بردهاند، شراب حق را مینوشند، دیگر دلیلی برای پر کردن خمخانه وجود ندارد و نیازی به مستی نیست.
خواهی که ترا رتبهٔ ابرار رسد
مپسند که از تو بر کس آزار رسد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مقام انسانهای نیکوکار برسی، این را بپذیر که نباید به کسی آسیبی برسانی.
از مرگ میندیش و غم رزق مخور
کاین هر دو به وقت خویش ناچار رسد
هوش مصنوعی: به مرگ و کمبود روزی فکر نکن، زیرا هر دوی اینها در زمان خود به طور حتمی اتفاق خواهند افتاد.
تا مرد به تیغ عشق بی سر نشود
در حضرت معشوق مطهر نشود
هوش مصنوعی: برای اینکه کسی در حضور محبوب واقعی پاک و مقدس شود، باید ابتدا به خاطر عشق واقعی تمام هستی و وابستگیهای خود را از دست بدهد.
هم دوست طلب کنی و هم جان خواهی
آری خواهی ولی میسر نشود
هوش مصنوعی: اگر همزمان بخواهی دو چیز را که یکی دوستی و دیگری جان است، ممکن است خواستهات به حقیقت نپیوندد و به راحتی در دسترس نباشد.
شاها دلِ آگاه، گدایان دارند
سر رشتهٔ عشق بی نوایان دارند
هوش مصنوعی: ای پادشاه، دلهای آگاه و پر از احساس، در کنار گدایان، پیوندی عمیق با عشق دارند و انسانهای بینوا نیز گنجینهای از محبت و شور و شوق را در دل دارند.
گنجی که زمین و آسمان طالب اوست
چون درنگری برهنه پایان دارند
هوش مصنوعی: گنجی که زمین و آسمان به دنبال آن هستند، وقتی به آن نگاه کنی، در پایانی خالی و بیپوشش به نظر میرسد.
علمی که حقیقتی است در سینه بود
در سینه بود هر آنچه درسی نبود
هوش مصنوعی: دانش واقعی در دل انسان نهفته است و هر آنچه که صرفاً اطلاعات سطحی و بدون عمق باشد، در واقع درسی برای او به حساب نمیآید.
صد خانه پر از کتاب کاری ناید
باید که کتابخانه در سینه بود
هوش مصنوعی: بهتر است که دانش و اطلاعات در ذهن و قلب انسان متمرکز شود، تا این که فقط کتابها و منابع فیزیکی در خانهها وجود داشته باشند. وجود یک کتابخانه واقعی در درون فرد، ارزش و سود بیشتری دارد.
مردان میِ معرفت به اقبال کشند
نه چون دگران دردی اشکال کشند
هوش مصنوعی: مردان دانای حقیقت با دلگرمی و خوشبینی به سوی آینده میروند، نه مانند دیگران که فقط از درد و رنج شکایت میکنند.
علمی که به درس و بحث حاصل گردد
آبی است که از چاه به غربال کشند
هوش مصنوعی: دانشی که تنها از طریق مطالعه و مباحثه به دست میآید، مانند آبی است که از چاه با صافی رد میشود و ممکن است زلالی و کارایی خود را از دست بدهد.
جمعی به تشکّکاند جمعی به یقین
یک قوم دگر فتاده اندر ره دین
هوش مصنوعی: گروهی در جستوجوی حقایق شک و تردید دارند، گروهی دیگر به یقین و ایمان رسیدهاند، و دستهای البته در مسیر دین دچار اشتباه شدهاند.
ناگاه منادئی برآید ز کمین
کی بی خبران راه نه آن بود نه این
هوش مصنوعی: به ناگاه، صدایی از پنهان برخاست که بیخبران نمیدانند این راه، نه آن راه، نه این مسیر است.
برذره نشینم بچمد بختم بین
موری به دو منزل نکشد رختم بین
هوش مصنوعی: من بر دانهای نشستهام و امیدوارم که بخت من به من روی آورد؛ اما مانند موری هستم که در دو منزل نمیتواند خود را به مقصد برساند.
گر لقمه ز خورشید نمایم به مثل
تاریکی سینه بردهد بختم بین
هوش مصنوعی: اگر لقمهای از خورشید بهسادگی بگیرم، تاریکی سینهام را از بین میبرد و شانس مرا تغییر میدهد.