برگردان به زبان ساده
وهُوَ امام الدّین ابوالقاسم. گویند عارفی فاضل بوده. شرح صغیرو شرح کبیر ازتصنیفات اوست. وفاتش در سنهٔ ۶۳۳ در قزوین واقع گردید. صاحب گزیده او را قزوینی داند و پدرش ابوسعید رافعی را از طایفهٔ اعراب خواند. باری از اوست. این ابیات از او نوشته شد:
هوش مصنوعی: او امام دین ابوالقاسم بوده و گفته میشود که عارفی بزرگوار و عالم بوده است. از آثار او میتوان به "شرح صغیر" و "شرح کبیر" اشاره کرد. وی در سال ۶۳۳ در قزوین فوت کرده است. صاحب گزیده او را اهل قزوین میداند و پدرش، ابوسعید رافعی، را از طایفه اعراب معرفی کرده است. همچنین برخی اشعار از او به جا مانده است.
در جامهٔ صوف بسته زنار، چه سود
در صومعه رفته دل به بازار، چه سود
هوش مصنوعی: در لباس درویشی، زنجیری به کمر بستهاند، چه فایدهای دارد که به خانقاه بروند در حالی که دلشان در دنیا و معاملات آن است؟
زآزار کسان راحت خود میطلبی
یک راحت و صد هزار آزار چه سود
هوش مصنوعی: از رنجش دیگران به دنبال آسایش خود هستی، اما به دست آوردن یک آسایش و تحمل صدها رنج دیگر، چه فایدهای دارد؟
رخت دلم هرچه بود، عشق به غارت ببرد
صبرنهراهیاست خوار، عشق نه راهی است خرد
هوش مصنوعی: عشق همه چیز دلم را به تسخیر درآورده و صبرم را از بین برده است. هیچراهی برای جلوگیری از این وضعیت وجود ندارد و عشق، نه راهی منطقی و درست است.
هرکه به میدان عشق گام نهد کام یافت
هرکه در ایوان صبر، پای نهد دست برد
هوش مصنوعی: هر کسی که جسارت کند و وارد عرصه عشق شود، به آرزو و خواستههایش میرسد، اما کسی که فقط به انتظار و صبر بپردازد، از رسیدن به چیزهای دلخواهش غافل میماند.
بارِ جفاهای دوست کوه نداند کشید
حلقهٔ زلفین یار باد نیارد شمرد
هوش مصنوعی: بار آزارهای دوست بر دوش کوه نمیتواند سنگینی کند، اما حلقهی زلف یار به شمار نخواهد آمد.
وصل شد و هجر ماند، آه که در باغ عمر
خار به پیری رسید گل به جوانی بمرد
هوش مصنوعی: وصل و دوستی به پایان رسید و جدایی باقی ماند. وای بر حال من که در مسیر زندگی، گل زودتر از جوانی پژمرد و خاری به سن پیری رسید.