برگردان به زبان ساده
فغان که آتش کین آشیانِ ما را سوخت
به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی
هوش مصنوعی: آه و افسوس که آتش کینه، خانه ما را سوزانده و جز ناله هیچ صدایی از زبانمان برنمیخیزد.
گّسست رشتهٔ پیوند، یارِ دشمنخوی
شکست حقّهٔ الفت، حریفِ حقشکنی
هوش مصنوعی: رابطه و پیوندی که بین ما بود، از هم گسسته شد و اکنون یار ما به دشمنی تبدیل شده است. محبت و الفتی که داشتیم به راحتی شکسته شد و حالا به کسی که به ما آسیب میزند، تبدیل شده است.
جفایِ زاغ و زغن بین که از سیاهدلی
به بلبلان نگذارند گوشه چمنی
هوش مصنوعی: زاغ و زغن (دو پرنده سیاه) به خاطر دلسختی و خوی بدشان، اجازه نمیدهند بلبلها (پرندگان خوش صدا) در گوشهای از چمن آرام بگیرند.
به تیرهبختیِ ما شمعِ انجمن سوزد
به هرکجا که حریفان کنند انجمنی
هوش مصنوعی: به خاطر بدبختی ما، در هر مکانی که دوستان دور هم جمع میشوند، شمع این محفل روشن میشود و میسوزد.
بنایِ خانهٔ بیداد واژگون گردد
به دستِ تیرزنی یا به آهِ پیرزنی
هوش مصنوعی: ساختمان ظلم و ستم ممکن است به خاطر بیرحمی و شجاعت یک تیرانداز بیفتد یا به دلیل ناتوانی و زحمت یک زن سالخورده.
کسی که بد به وطن گفت بیوطن بادا
که بر وطن نزند طعنه غیرِ بیوطنی
هوش مصنوعی: کسی که به وطن خود بد بگوید، باید بداند که او در واقع بیوطن است، زیرا نمیتواند به خاطر مشکلات خود، به وطنش طعنه بزند و آن را به دیگران نسبت دهد.
اگر میانه و تبریز و اردبیل افتاد
به دستِ غیر، چو گنجی به دستِ راهزنی
هوش مصنوعی: اگر شهرهای میانه، تبریز و اردبیل به دست بیگانگان بیفتند، مانند گنجی میشوند که به دست دزدی افتاده است.
«به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی، به دست اهرمنی»
هوش مصنوعی: ای دل، سعی کن صبور باشی، زیرا خداوند این گوهر گرانبها را در دست شیطان رها نخواهد کرد.