برگردان به زبان ساده
کیم من دردمندی ناتوانی
اسیری خستهای افسردهجانی
هوش مصنوعی: من کیستم؟ من کسی هستم که دردی بزرگ دارم، ناتوان و اسیرم. خسته و افسردهام و روحی پژمرده دارم.
تذروی آشیان بر باد رفته
به دام افتادهای از یاد رفته
هوش مصنوعی: پرندهای که آشیانهاش به باد رفته و در دام افتاده، دیگر فراموش شده است.
دلم بیمار و لب خاموش و رخ زرد
همه سوز و همه داغ و همه درد
هوش مصنوعی: دل من بیمار است، لبهایم ساکت و صورتام رنگ پریده است؛ همهچیز در من سوز، داغ و درد را نشان میدهد.
بود آسان علاج درد بیمار
چو دل بیمار شد مشکل شود کار
هوش مصنوعی: اگر قلب بیمار دچار مشکل شود، درمان درد او آسان نخواهد بود.
نه دمسازی که با وی راز گویم
نه یاری تا غم دل باز گویم
هوش مصنوعی: نه کسی هست که با او رازهایم را در میان بگذارم و نه دوستی که بتوانم درد و غمهای دلم را با او مطرح کنم.
درین محفل چو من حسرتکشی نیست
به سوز سینه من آتشی نیست
هوش مصنوعی: در این جمع، هیچکس نیست که مثل من غم و حسرت بکشد و آتش درون دل من تنهاست.
الهی در کمند زن نیفتی
وگر افتی به روز من نیفتی
هوش مصنوعی: ای خدا، نگذار گرفتار دام زن شوم و اگر بخواهم گرفتار شوم، طوری باشد که در روز من نیفتی.
میان بربسته چون خونخواره دشمن
دلآزاری به آزار دل من
هوش مصنوعی: در وسط دنیای تنگ و بسته، مانند یک درنده، دشمنی وجود دارد که با آزار و آسیب به قلب من، باعث درد و رنج میشود.
دلم از خوی او دمساز درد است
زن بدخو بلای جان مرد است
هوش مصنوعی: دل من به خاطر رفتار او پر از درده است، چون زن بدخو برای مردان مصیبت بزرگی است.
زنان چون آتشند از تندخویی
زن و آتش ز یک جنسند گویی
هوش مصنوعی: زنان مانند آتش هستند، چون هر دو میتوانند خیلی سریع داغ و خشمگین شوند. انگار که هر دو از یک نوع اند.
نه تنها نامراد آن دلشکن باد
که نفرین خدا بر هرچه زن باد
هوش مصنوعی: نه فقط آن دلشکن بدشانس است، بلکه نفرین خدا بر هر چیزی که به او آسیب میزند نیز میبارد.
نباشد در مقام حیله و فن
کم از ناپارسا زن پارسا زن
هوش مصنوعی: در جایگاه دسیسه و فریب، فردی مانند زن پاکدامن از زن ناپاک کمتر نیست.
زنان در مکر و حیلت گونهگونند
زیانند و فریبند و فسونند
هوش مصنوعی: زنان در هنر فریب و تزویر متعدد و مختلف هستند، و میتوانند به راحتی دیگران را به دام بیندازند.
چو زن یار کسان شد مار زو به
چو تر دامن بود گل، خار زو به
هوش مصنوعی: وقتی زن برای دیگران یار میشود، مانند ماری میشود که به سمت دیگران میرود، و دامن او پر از گلها و خارهاست. در واقع، زیبایی و زینت او (گل) و همچنین مشکلات و دردسرها (خاک) به هم پیوند میخورند.
حذر کن ز آن بت نسرین بر و دوش
که هردم با خسی گردد همآغوش
هوش مصنوعی: مواظب باش از آن دختر زیبا که همیشه با افراد پست و بیارزش ارتباط برقرار میکند.
منه در محفل عشرت چراغی
کزو پروانهای گیرد سراغی
هوش مصنوعی: در جمع شادی و خوشی، نوری را روشن نکن که پروانهای به سمت آن بیاید و جویای آن شود.
میفشان دانه در راه تذروی
که مأوا گیرد از سروی به سروی
هوش مصنوعی: دانه را به زمین بیفکن که درختی از آن روییده و سایهاش را در جای دیگر استراحت دهد.
وفاداری مجوی از زن که بیجاست
کزین بربط نخیزد نغمه راست
هوش مصنوعی: به دنبال وفاداری از زن نباش، زیرا وفاداری او درست نیست. چون از این ساز نمیتوان نغمهی راست و حقیقی را انتظار داشت.
درون کعبه شوق دیر دارد
سری با تو سری با غیر دارد
هوش مصنوعی: در دل کعبه، عشق و شوق برای تو آرامش دارد، اما در عوض، دل به کس دیگری میسپارد.
جهان داور چو گیتی را بنا کرد
پی ایجاد زن اندیشهها کرد
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند جهان را خلق کرد، نخستین قدم در ایجاد انسان را با تفکر و اندیشهای عمیق برداشت.
مهیا تا کند اجزای او را
ستاند از لاله و گل رنگ و بو را
هوش مصنوعی: آماده هست تا اجزای وجود او را از زیبایی و عطر گل و لاله بگیرد.
ز دریا عمق و از خورشید گرمی
ز آهن سختی از گلبرگ نرمی
هوش مصنوعی: از دریا عمق و از خورشید گرمی، از آهن سختی و از گلبرگ نرمی.
این جمله به توصیف ویژگیهای مختلف عناصر طبیعی میپردازد. عمق دریا به دامنۀ وسیع و ژرفای آن اشاره دارد. گرمی خورشید نشاندهندهٔ حرارت و زندگیبخش بودن آن است. سختی آهن نمایانگر استحکام و مقاومت این فلز میباشد. و نرمی گلبرگ، لطافت و fragility طبیعت را نشان میدهد. در مجموع، این عبارت به تضادها و زیباییهای موجود در طبیعت اشاره دارد.
تکاپو از نسیم و مویه از جوی
ز شاخ تر گراییدن به هرسوی
هوش مصنوعی: نسیم به آرامی در حال وزیدن است و صدای غمگینی از جوی آب به گوش میرسد؛ درختان از هر سو به سمت جایی میگرایند.
ز امواج خروشان تندخویی
ز روز و شب دورنگی و دورویی
هوش مصنوعی: از تلاطم و خروش امواج و همچنین از ناپایداری و دورویی روز و شب دل آزردهام.
صفا از صبح و شورانگیزی از می
شکرافشانی و شیرینی از نی
هوش مصنوعی: صبحت را با نشاط و طراوت آغاز کن، شادی و سرزندگی را از نوشیدن می بیاموز و شیرینی زندگی را از صدای نی تجربه کن.
ز طبع زهره شادیآفرینی
ز پروین شیوه بالانشینی
هوش مصنوعی: از سرشت زهره، شادی و خوشحالی بهوجود میآید و از پروین، روش و اسلوب زندگی با شکوه و عالی را میتوان آموخت.
ز آتش گرمی و دمسردی از آب
خیالانگیزی از شبهای مهتاب
هوش مصنوعی: از حرارت آتش، گرما و از نسیمی که به سردی میزند، لذت میبریم و از زیبایی و خیالانگیزی آب در شبهای روشن ماه بهرهمند هستیم.
گرانسنگی ز لعل کوهساری
سبکروحی ز مرغان بهاری
هوش مصنوعی: سنگهای قیمتی مانند لعل از کوهها به دست میآیند، اما روح سبک و سبکی مانند پرندگان بهاری است.
فریب مار و دوراندیشی از مور
طراوت از بهشت و جلوه از حور
هوش مصنوعی: فریب مار به معنای فریب خوردن از چیزهای زیانآور و در عین حال دوراندیشی و تدبیر مانند مورچگان است. همچنین طراوت و تازگی بهشت و زیبایی و جاذبههای حوریان را نیز بیان میکند. در کل، به ما یادآوری میکند که باید از فریبها دوری کنیم و با خردمندی و آگاهی زندگی کنیم.
ز جادوی فلک تزویر و نیرنگ
تکبر از پلنگ آهنینچنگ
هوش مصنوعی: از اثرات فریبنده آسمان و نیرنگهای آن، همچون برتری و خودخواهی، که به مانند پلنگی با پنجههای آهنین میباشد.
ز گرگ تیزدندان کینهجویی
ز طوطی حرف ناسنجیدهگویی
هوش مصنوعی: از گرگانی که دندانش تیز است و کینه در دل دارد، دوری کن، و به سخنان طوطی که حرفهای نادرست و بیپایه میزند، توجه نکن.
ز باد هرزهپو نااستواری
ز دور آسمان ناپایداری
هوش مصنوعی: از باد بیهدف و بیفایده ناپایداری و بیثباتی به وجود میآید و از دوردست آسمان نیز چیزی پایدار نیست.
جهانی را به هم آمیخت ایزد
همه در قالب زن ریخت ایزد
هوش مصنوعی: خداوند همه موجودات را به هم پیوند داده و آنها را در شکل زن قرار داده است.
ندارد در جهان همتای دیگر
به دنیا در بود دنیای دیگر
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ چیز و هیچ کسی مانند دنیای دیگر نیست؛ دنیای دیگری وجود ندارد که همتای این دنیا باشد.
ز طبع زن به غیر از شر چه خواهی؟
وزین موجود افسونگر چه خواهی؟
هوش مصنوعی: از طبیعت زن به جز شر و شرارت چه انتظاری میتوان داشت؟ از این موجودی که افسونگریاش مشخص است، چه چیز دیگری میتوان خواست؟
اگر زن نوگل باغ جهان است
چرا چون خار سرتاپا زبان است؟
هوش مصنوعی: چرا اگر زن مثل گل نو و زیباست، برعکس، رفتار و گفتارش مانند خارها تند و زننده است؟
چه بودی گر سراپا گوش بودی
چو گل با صد زبان خاموش بودی
هوش مصنوعی: اگر تمام وجودت را به شنیدن اختصاص میدادی، همچون گلی که با وجود داشتن صد زبان، خاموش است.
چنین خواندم زمانی در کتابی
ز گفتار حکیم نکتهیابی
هوش مصنوعی: زمانی در یک کتاب از سخنان حکیم نکتهای را فهمیدم.
دو نوبت مرد عشرتساز گردد
در دولت به رویش باز گردد
هوش مصنوعی: شخصی که زندگی را خوش میسازد، دو بار در زندگیاش به فرصتی خوب دست مییابد و در آن زمان چهرهاش دوباره روشن و خوشحال میشود.
یکی آن شب که با گوهرفشانی
رباید مهر از گنجی که دانی
هوش مصنوعی: یک شب خاص بود که زیبایی و درخشش آن باعث شد تا محبت و عشق از گنجینهای که میشناسی، ربوده شود.
دگر روزی که گنجور هوسکیش
به خاک اندر نهد گنجینه خویش
هوش مصنوعی: در روزی دیگر، وقتی که شخصی عاشق و با طبع حساس، سرمایه و دارایی ارزشمند خود را در خاک قرار دهد.