برگردان به زبان ساده
دل زودباورم را به کرشمهای ربودی
چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی
هوش مصنوعی: دل سادهام را با یک نگاه فریبنده به خود جلب کردی. وقتی نیاز من بیشتر شد، تو هم به ناز و اداهای خودت افزودی.
به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نهای که بودی
هوش مصنوعی: ما با هم به دوستی و نزدیکی رسیدیم، اما تو از ما دوری کردی. من و دل هنوز همان هستیم که بودیم، اما تو دیگر آن کسی نیستی که قبلاً بودی.
من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم
تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی
هوش مصنوعی: من به خاطر این که تو را امتحان نکردم، حسرت میخورم. تو چرا از من دوری میکنی در حالی که وفاداریام را آزمودهای؟
ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم
نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی
هوش مصنوعی: درون خود پر از هیجان و خشم هستم، اما از زبانم چیزی نمیگویم. نه داستانی از من شنیدی و نه از دلخوریهایم اطلاعی یافتهای.
چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباری
خجل از تو چشمه ای چشم رهی که زندهرودی
هوش مصنوعی: چمن از حضور تو شاداب است ای اشک جاری، زیرا که جویباری شرمنده از توست. چشمهای که همچون رود زندگانی جاری است.