برگردان به زبان ساده
چو گل ز دست تو جیب دریدهای دارم
چو لاله دامن در خون کشیدهای دارم
هوش مصنوعی: من از دست تو مانند گلی که از جیبش پاره شده، حالت پریشان دارم و همچون لالهای که دامنش به خون آغشته است، دلپرخون و غمگینم.
به حفظ جان بلا دیده سعی من بیجاست
که پاس خرمن آفت رسیدهای دارم
هوش مصنوعی: تلاش من برای حفاظت از جانم بیفایده است زیرا در حال حاضر باید از محصولی که در معرض آفت قرار گرفته، محافظت کنم.
ز سردمهری آن گل چو برگهای خزان
رخ شکسته و رنگ پریدهای دارم
هوش مصنوعی: از بیمهری آن گل مانند برگهای پاییز، به حالتی شکسته و رنگ و رو رفته درآمدهام.
نسیم عشق کجا بشکفد بهار مرا؟
که همچو لاله دل داغدیدهای دارم
هوش مصنوعی: عشق چه زمانی مثل نسیم بهاری زندگیام را تازه میکند؟ من هم دل داغدیدهای دارم مانند گل لاله که در غم است.
مرا ز مردم نااهل چشم مردمی است
امید میوه ز شاخ بریدهای دارم
هوش مصنوعی: من از مردم بیخود ناامید نیستم، زیرا هنوز به مردم با درک و شعور امیدوارم و انتظار دارم که از چیزی که ظاهراً بیفایده است، نتیجهای خوب بگیرم.
کجاست عشق جگرسوز اضطرابانگیز؟
که من به سینه دل آرمیدهای دارم
هوش مصنوعی: عشق دردناک و آشفتهکننده کجاست؟ من در سینهام دلی آرام دارم.
صفا و گرمی جانم از آن بود که چو شمع
شرار آهی و خوناب دیدهای دارم
هوش مصنوعی: دلنشینی و گرمی وجودم ناشی از این است که مانند شمع، شعلهای از درد و اشک درونم وجود دارد.
مرا چگونه بود تاب آشنایی خلق؟
که چون رهی دل از خود رمیدهای دارم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم تحمل کنم تا با دیگران آشنا شوم؟ زیرا در دل خود از دست خودم دور شدهام.