برگردان به زبان ساده
بر جگر داغی ز عشق لالهرویی یافتم
در سرای دل بهشت آرزویی یافتم
در دل خود، داغ و نشانه ای از عشق یک معشوق زیبا را یافتم و در خانه ی دل، بهشتی از آرزوها را نهان کرده ام.
عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبار
تا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم
هوش مصنوعی: مدت طولانی با سختیها و مشکلات زندگی کنار آمدهام و مانند گرد و غبار در این راه تنها مانده بودم. اما سرانجام با کمک نسیمی، به یک مکان آرام و دلپذیر رسیدم.
خاطر از آیینه صبح است روشنتر مرا
این صفا از صحبت پاکیزهرویی یافتم
هوش مصنوعی: دل من به روشنی صبحگاهان است، و این پاکی و صفا را از همراهی با چهرههای نیکو بدست آوردهام.
گرمی شمع شبافروز آفت پروانه شد
سوخت جانم تا حریف گرمخویی یافتم
هوش مصنوعی: شعلهی شمع که در تاریکی شب میدرخشد، پروانه را به سوی خود جذب میکند و به خاطر عشق و دوست داشتن کسی، جانم را فدای او کردم تا یار خوشخلق و مهربانی پیدا کنم.
بیتلاش من غم عشق توام در دل نشست
گنج را در زیر پا بیجستوجویی یافتم
هوش مصنوعی: با بیکوششی، درد عشق تو در دلم جا گرفت. بدون اینکه دنبالش بگردم، گنجی را زیر پای خود پیدا کردم.
تلخکامی بین که در میخانهی دلدادگی
بود پر خون جگر هرجا سبویی یافتم
هوش مصنوعی: در میخانهای که عشق و دوستی در آن جاری بود، با درد و رنجی در دل به سر میبرم و هر جا که ظرفی برای نوشیدن پیدا کردم، نشانهای از این تلخی و غصه را با خود حمل کردم.
چون صبا در زیر زلفش هرکجا کردم گذار
یک جهان دلبسته بر هر تار مویی یافتم
هوش مصنوعی: هر جا که نسیم به زیر موهای او میگذشت، یک دنیا عاشق و دلبسته بر هر رشته مو پیدا میکردم.
ننگ رسوایی رهی نامم بلندآوازه کرد
خاک راه عشق گشتم آبرویی یافتم
هوش مصنوعی: رسوایی و ننگ باعث شد که نام من در دنیا مشهور شود و در مسیر عشق، از خاک و مشکلات زندگی، آبرو و اعتبار جدیدی پیدا کردم.